سوالی که بعد از دیدن سؤالهای بیپاسخ مطرح میشود
وقتی فهرست سؤالهای بیپاسخ چتبات فروشگاهتان را مرور میکنید، به یک الگوی آشنا میرسید. چند سؤال دربارهی چیزی هستند که در کاتالوگ شما هست، اما مشتری آن را با اسمی صدا زده که شما هیچوقت ننوشتهاید. جواب وجود دارد، فقط واژه فرق میکند.
این مقاله دربارهی همین فاصله است. آرتینبات برای آن یک ابزار مستقل دارد به نام «مترادفها». قبل از ادامه یک نکتهی صادقانه: این ابزار را اینجا در همان حد کاربردیاش توضیح میدهیم، یعنی اینکه اصطلاحات خاص کسبوکار شما را به چتبات یاد میدهد. از جزئیات داخلی کارکرد آن حرف نمیزنیم، چون برای تصمیمگیری صاحب فروشگاه لازم نیست.
مترادف دقیقاً چه مشکلی را حل میکند
مشتریها همانطور حرف میزنند که عادت دارند، نه همانطور که کاتالوگ نوشته شده. یک محصول ممکن است در کاتالوگ با اسم رسمی ثبت شده باشد و در گفتوگوی روزمره با اسم عامیانه، اختصار یا تلفظ فارسی یک نام لاتین صدا زده شود. چتبات اگر نداند این دو یکی هستند، سؤال را بیپاسخ میگذارد یا جواب را از جای اشتباه میدهد.
مترادفها این گره را باز میکنند: شما اصطلاحی را که مشتریهایتان استفاده میکنند به چتبات یاد میدهید، و چتبات میفهمد منظورشان همان چیزی است که در دانشش دارد. نکتهی مهم این است که مترادف دانش جدید نمیسازد. اگر پاسخی در دانش نیست، مترادف آن را نمیسازد. فقط راه رسیدن به پاسخی را که هست کوتاه میکند.
چرا برای فروشگاه از نوشتن دانش بیشتر مهمتر است
سه سناریوی نمونه را ببینید. اینها مثال توضیحی هستند، نه آمار یک مشتری مشخص.
در یک فروشگاه لوازم آرایشی، فرض کنید محصولی در کاتالوگ با اسم رسمی ثبت شده و مشتریها آن را با یک اسم کوتاه و عامیانه میپرسند. چند سؤال با آن اسم در فهرست بیپاسخها مینشیند. اگر صاحب فروشگاه این را کمبود دانش بداند و یک پاسخ تازه بنویسد، دانش چتبات یک نسخهی تکراری پیدا میکند. اما اگر بفهمد مشکل فقط اختلاف واژه است، با یک مترادف حل میشود. راهاندازی چتبات برای فروشگاه لوازم آرایشی این نوع محصولها را از نظر دانش توضیح داده است، و این مقاله مکمل آن از نظر واژه است.
در یک فروشگاه لوازم دیجیتال، نام برندها معمولاً به چند شکل نوشته و گفته میشود: لاتین، فارسی، گاهی با غلط املایی رایج. مشتری هر کدام را ممکن است بنویسد. اگر کاتالوگ فقط یک شکل را دارد، چتبات برای شکلهای دیگر ممکن است گیج شود. فهرستی از شکلهای رایج، همین مشکل را کم میکند.
در یک فروشگاه پوشاک، بعضی اسمهای لباس از شهری به شهر دیگر فرق میکند. مشتری یک شهر یک اسم میگوید و کاتالوگ اسم دیگری دارد. اینجا هم مترادف کافی است.
در هر سه سناریو یک نقطهی مشترک هست: دانش وجود دارد و فقط واژهها با هم نمیخوانند. این دقیقاً همان جایی است که نوشتن پاسخ تازه یک تلاش بیهوده و گاهی مضر است.

