چت بات

چند بار باید یک مسیر را از اول توضیح بدهید؟ کدام فرایند تکراری را اول به AutoFlow بسپاریم؟

همه فرایندهای تکراری ارزش خودکار شدن ندارند. ببینید چطور فرایند مناسب را پیدا کنید، بخش ثابت را از بخش قضاوت جدا کنید و اولین مسیر AutoFlow را بسازید.

م
مرتضی علیزاده
7 دقیقه مطالعه
۱۲ بازدید
مسیر قدم‌به‌قدم AutoFlow برای جمع‌آوری اطلاعات اولیه مشتری و تحویل به انسان
بخش ثابت فرایند را خودکار کنید و بخش تصمیم را به انسان بسپارید.

پاسخ سریع

فرایندی را به AutoFlow بسپارید که تکرارشونده، ثابت و کم‌ریسک در بخش خودکار باشد. مراحل را روی کاغذ بنویسید، بخش ثابت را از بخش نیازمند قضاوت جدا کنید و فقط بخش ثابت را خودکار کنید.

فهرست مطالب (10 بخش)

همان توضیح، برای نفر بیستم

درخواست پیش‌فاکتور را در نظر بگیرید. مشتری پیام می‌دهد که قیمت می‌خواهد. شما می‌پرسید برای چه محصولی؟ چه تعدادی؟ به کدام شهر؟ برای چه تاریخی؟ شماره تماس را هم می‌گیرید. بعد اطلاعات را یادداشت می‌کنید، به واحد مربوط می‌دهید و پیش‌فاکتور می‌فرستید.

این کار را اگر دو بار در هفته انجام بدهید، مسئله‌ای نیست. اما اگر روزی پنج بار تکرار شود، همان پنج سؤال را پنج بار پرسیده‌اید و هر بار هم احتمال دارد یکی را فراموش کنید. وقتی مشتری جواب ناقص بدهد، یک دور دیگر گفت‌وگو لازم می‌شود. نتیجه این است که بخش بزرگی از کار تیم نه تصمیم‌گیری، بلکه جمع‌آوری اطلاعات اولیه است.

AutoFlow در آرتین‌بات برای همین نوع کارها ساخته شده: مسیر مشخصی که یک بار طراحی می‌کنید و بعد خودش مشتری را قدم‌به‌قدم جلو می‌برد. اما سؤال مهم‌تر از «چطور بسازیم؟» این است که «کدام فرایند را اول بسازیم؟» چون هر فرایند تکراری ارزش خودکار شدن ندارد و انتخاب اشتباه می‌تواند به مشتری ناراضی و تیم دلسرد منجر شود. دربارهٔ ساختار فنی سازندهٔ مسیر پیش‌تر در مقالهٔ سازندهٔ AutoFlow و فرم‌های داخل گفت‌وگو نوشته‌ایم. این‌جا روی انتخاب فرایند تمرکز می‌کنیم.

فرایند مناسب خودکارسازی چه ویژگی‌هایی دارد؟

برای اینکه فرایندی به AutoFlow بسپارید، باید سه شرط را داشته باشد.

شرط اول تکرار است. اگر فرایندی ماهی یک بار پیش می‌آید، ساختن مسیر برایش صرف نمی‌کند. فرایندی را انتخاب کنید که هفته‌ای چند بار اتفاق می‌افتد.

شرط دوم ثبات است. مراحل فرایند باید هر بار تقریباً یکی باشد. سؤال‌ها همان سؤال‌ها هستند و ترتیبشان هم عوض نمی‌شود. اگر هر بار مراحل را بر اساس شرایط مشتری از نو تعریف می‌کنید، آن فرایند ثابت نیست.

شرط سوم کم‌ریسک بودن بخش خودکار است. بخشی که خودکار می‌شود باید جمع‌آوری اطلاعات یا راهنمایی ساده باشد، نه تصمیمی که پیامد مالی یا حقوقی دارد. تصمیم‌ها، مثل تأیید تخفیف یا قبول یک استثنا، باید با انسان بمانند.

فرایندی که این سه شرط را دارد، کاندیدای خوبی است. فرایندی که هر سه را ندارد، بهتر است فعلاً دستی بماند.

جدا کردن بخش ثابت از بخش قضاوت

یک تمرین ساده می‌تواند همین امروز انجام شود. فرایند را مرحله‌به‌مرحله روی کاغذ بنویسید، همان‌طور که به یک همکار جدید توضیح می‌دهید. بعد کنار هر مرحله یکی از دو برچسب را بگذارید: «ثابت» یا «نیازمند قضاوت».

مرحلهٔ «شماره تماس را بگیر» ثابت است. مرحلهٔ «بررسی کن مشتری اعتباری مناسب است یا نه» قضاوت می‌خواهد. مرحلهٔ «نام محصول را بپرس» ثابت است. مرحلهٔ «تصمیم بگیر قیمت ویژه بدهیم یا نه» قضاوت می‌خواهد.

حالا خط‌کشی کنید: همهٔ مرحله‌های ثابتی که در ابتدای فرایند قرار دارند، به AutoFlow می‌رسند. از اولین مرحلهٔ نیازمند قضاوت به بعد، مسیر باید به انسان برسد. این خط‌کشی همان‌قدر که ساده است، مهم است؛ چون جلوی بزرگ‌ترین اشتباه را می‌گیرد: خودکار کردن چیزی که نباید خودکار باشد.

سناریو اول: درخواست پیش‌فاکتور در یک شرکت خدماتی

برگردیم به همان پیش‌فاکتور. مراحل ثابت این فرایند معلوم است: پرسیدن نام و شرکت، نوع محصول یا خدمت، تعداد، شهر و تاریخ موردنیاز، و گرفتن شماره تماس. این‌ها همه جمع‌آوری اطلاعات‌اند.

مرحلهٔ قضاوت، قیمت‌گذاری نهایی و بررسی شرایط خاص است. پس مسیر چنین طراحی می‌شود: AutoFlow اطلاعات را مرحله‌به‌مرحله می‌گیرد، جمع‌بندی را به مشتری نشان می‌دهد تا تأیید کند و بعد درخواست را برای تیم فروش ثبت می‌کند. تیم هم صبح روز بعد به‌جای شروع از صفر، با یک درخواست کامل روبه‌رو می‌شود.

نتیجهٔ عملی این است که مرحلهٔ رفت‌وبرگشتی «لطفاً تعداد را هم بگویید» حذف می‌شود و وقت تیم فروش فقط صرف قیمت‌گذاری می‌شود. این کار برای کسب‌وکارهای خدماتی که در مقالهٔ فقط فروشگاه‌ها به چت‌بات نیاز ندارند توضیح دادیم، به‌خصوص مفید است.

سناریو دوم: ثبت‌نام اولیه در آموزشگاه

آموزشگاهی را تصور کنید که هر ترم صدها نفر برای دوره‌ها اظهار علاقه می‌کنند. اطلاعات اولیه‌ای که همیشه لازم است ثابت‌اند: نام، دورهٔ موردعلاقه، سطح فعلی، زمان ترجیحی و شماره تماس.

قضاوت این‌جا مربوط به تعیین سطح است. مشاور باید تصمیم بگیرد متقاضی در کدام کلاس قرار می‌گیرد. پس AutoFlow می‌تواند همهٔ اطلاعات را بگیرد و بعد متقاضی را به مشاور انسانی برساند یا قرار آزمون تعیین سطح را پیشنهاد دهد. نکتهٔ مهم این است که AutoFlow هیچ‌وقت نباید خودش تعیین کند متقاضی در کدام سطح است، مگر اینکه قاعدهٔ آن کاملاً مشخص و بی‌ابهام باشد.

برای آموزشگاه، به‌روز نگه داشتن اطلاعات ترم هم مهم است. اگر دوره‌ای پر شده یا زمانش عوض شده، مسیر باید همان را نشان بدهد، وگرنه متقاضی را به سمت چیزی هدایت می‌کند که وجود ندارد.

سناریو سوم: درخواست مرجوعی در فروشگاه

سناریوی سوم یک فروشگاه است. مشتری می‌خواهد کالا را مرجوع کند. مراحل ثابت شامل پرسیدن شماره سفارش، نام کالا، دلیل مرجوعی و گرفتن اطلاعات تماس است. دلیل مرجوعی را می‌توان با دکمه‌های انتخابی مثل «سایز نشد»، «کالا آسیب دیده» یا «نظرم عوض شد» جمع کرد تا تحلیل بعدی راحت‌تر باشد.

مرحلهٔ قضاوت، پذیرش یا رد درخواست است، که بستگی به شرایط کالا و سیاست فروشگاه دارد. AutoFlow می‌تواند اطلاعات را بگیرد و به مشتری بگوید «درخواست شما ثبت شد و تیم ما ظرف مدت مشخصی بررسی می‌کند.» اما نباید خودش وعدهٔ پذیرش بدهد. ریسک خودکار کردن مرحلهٔ قضاوت همین‌جا خودش را نشان می‌دهد: مشتری فکر می‌کند مرجوعی تأیید شده و بعد با رد درخواست مواجه می‌شود.

برای تصمیم میان AutoFlow و ابزارهای هوشمندتر در فروشگاه، مقالهٔ AutoFlow یا Sales Brain: کدام برای فروشگاه آنلاین؟ را ببینید.

ریسک‌هایی که باید بدانید

خودکارسازی با مسیر ثابت مزیت دارد، اما ریسک‌هایش را باید بدانید.

ریسک اول انعطاف‌ناپذیری است. مشتری‌ای که از مسیر استاندارد خارج می‌شود، مثلاً وسط فرایند سؤال دیگری می‌پرسد، ممکن است در مسیر گیر کند. بنابراین مسیر باید راه خروج روشنی به انسان داشته باشد.

ریسک دوم اطلاعات قدیمی در مسیر است. مسیری که دو ماه پیش ساخته شده، ممکن است هنوز گزینه‌هایی را نشان بدهد که دیگر وجود ندارند. هر بار که چیزی در کسب‌وکار عوض می‌شود، مسیر مرتبط را هم بازبینی کنید.

ریسک سوم زیاده‌روی است. هر مسیر جدید باید نگهداری شود. اگر در یک ماه ده مسیر بسازید و هیچ‌کدام را آزمایش نکنید، چیزی جز بی‌نظمی نصیب‌تان نمی‌شود. با یک مسیر شروع کنید.

یک نکتهٔ مهم هم دربارهٔ گفت‌وگوهای انسانی وجود دارد: وقتی انسان وارد گفت‌وگو شد، مسیرهای خودکار متوقف می‌شوند و در گفت‌وگو دخالتی نمی‌کنند. این رفتار همان اصلی است که در اصل سکوت ربات و تحویل گفت‌وگو به انسان توضیح داده‌ایم و اعتماد مشتری به آن بستگی دارد.

ساختن اولین مسیر: چهار قدم

وقتی فرایندی را انتخاب کردید، ساختن اولین مسیر ساده است. اول، مراحل ثابت را به ترتیب بنویسید و هر سؤال را تا حد ممکن کوتاه کنید. دوم، هر جا مشتری چند انتخاب مشخص دارد از دکمه استفاده کنید تا لازم نباشد تایپ کند. سوم، قبل از انتشار مسیر را خودتان چند بار امتحان کنید، از جمله با جواب‌های غیرمنتظره. چهارم، بعد از انتشار، گزارش اجرای مسیر را یک هفته بعد ببینید: در کدام مرحله بیشترین نفر رها می‌کنند؟

آرتین‌بات امکان آزمایش مسیر قبل از انتشار و مرور اجراها را فراهم کرده است، پس این چرخهٔ آزمون و اصلاح عملی است. مرحلهٔ رهاشدن بیشترین سرنخ را به شما می‌دهد: شاید سؤالی بیش از حد طولانی یا مبهم باشد.

چطور بفهمیم مسیر جواب داده است؟

سه نشانه کافی است. اول، تعداد درخواست‌های کاملی که به دست تیم می‌رسد. اگر قبلاً نیمی از درخواست‌ها ناقص بود و حالا کامل است، مسیر کار کرده است. دوم، زمان صرف‌شده توسط تیم برای جمع‌آوری اطلاعات اولیه. سوم، درصد مشتری‌هایی که مسیر را تا انتها ادامه می‌دهند.

اگر درصد ادامه پایین بود، مسیر را کوتاه‌تر کنید. معمولاً حذف یکی دو سؤال غیرضروری بیشتر از هر تغییر دیگری کمک می‌کند.

جمع‌بندی

اولین مسیر AutoFlow را بر اساس سه شرط انتخاب کنید: فرایند تکرارشونده، ثابت و کم‌ریسک در بخش خودکار. مراحل را روی کاغذ بنویسید، بخش ثابت را از بخش نیازمند قضاوت جدا کنید و فقط بخش ثابت را خودکار کنید. با یک مسیر شروع کنید، آن را امتحان کنید و بعد از یک هفته از روی نتیجه اصلاحش کنید.

امروز یک فرایند را انتخاب کنید که هر هفته بارها توضیح می‌دهید و مراحلش را روی کاغذ بنویسید. اگر دیدید بیشتر آن ثابت است، آماده‌اید. بعد می‌توانید در آرتین‌بات و از پنل آرتین‌بات اولین مسیرتان را بسازید.

برای دیدن امکانات کامل و شروع، به artin-bot.ir سر بزنید.

تحلیل آرتین

ارزش AutoFlow در سادگی انتخاب فرایند است، نه در تعداد مسیرها. تیمی که یک فرایند ثابت و پرتکرار را خوب خودکار کند، بیش از تیمی سود می‌برد که ده مسیر نیمه‌کاره بسازد.

اثر بر کسب‌وکار

خودکار کردن جمع‌آوری اطلاعات اولیه، درخواست‌های ناقص را کم می‌کند و وقت تیم را برای قیمت‌گذاری و تصمیم آزاد می‌کند. خودکار کردن تصمیم، برعکس، می‌تواند وعدهٔ نادرست به مشتری بدهد.

در ایران

در کسب‌وکارهای ایرانی که درخواست‌ها بیشتر از پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌رسد، اطلاعات اولیه اغلب ناقص است و مسیر ساختاریافته می‌تواند رفت‌وبرگشت‌ها را کم کند.

سوالات متداول

کدام فرایند برای AutoFlow مناسب است؟
فرایندی که هفته‌ای چند بار تکرار می‌شود، مراحلش هر بار تقریباً یکی است و بخش خودکارش جمع‌آوری اطلاعات یا راهنمایی ساده است.
چه چیزی را نباید خودکار کرد؟
تصمیم‌هایی که پیامد مالی یا حقوقی دارند، مثل تأیید تخفیف، قبول مرجوعی یا تعیین سطح، باید با انسان بمانند.
بخش ثابت را از بخش قضاوت چطور جدا کنیم؟
فرایند را مرحله‌به‌مرحله بنویسید و کنار هر مرحله برچسب «ثابت» یا «نیازمند قضاوت» بگذارید. مراحل ثابت ابتدای فرایند به AutoFlow می‌رسند و از اولین مرحلهٔ قضاوت، مسیر به انسان می‌رسد.
قبل از انتشار مسیر چه کاری باید کرد؟
مسیر را چند بار خودتان امتحان کنید، از جمله با جواب‌های غیرمنتظره. آرتین‌بات امکان آزمایش قبل از انتشار و مرور گزارش اجراها را دارد.
اگر انسان وارد گفت‌وگو شود مسیر خودکار چه می‌شود؟
وقتی انسان گفت‌وگو را در دست گرفته باشد، مسیرهای خودکار دخالتی نمی‌کنند.

نظرات (0)

اطلاعات شما محفوظ می‌ماند و در نظرات بعدی نیاز به وارد کردن مجدد نیست

ک
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!