چت بات

وقتی چت‌بات جواب را نمی‌داند: سه رفتار درست و پیامی که مشتری را نگه می‌دارد

اعلام شفاف، پرسیدن توضیح و ارجاع به انسان؛ سه رفتار درست چت‌بات در لحظه‌ی «نمی‌دانم» و چهار جزء پیامی که مشتری را از دست نمی‌دهد.

م
مرتضی علیزاده
9 دقیقه مطالعه
۳۷ بازدید
شخصیت آرتین‌بات کنار تابلوی سه‌راهی؛ سه رفتار درست چت‌بات وقتی جواب را نمی‌داند
نمی‌دانم هم می‌تواند یک پاسخ خوب باشد، اگر مسیر بعدی را نشان بدهد.

پاسخ سریع

وقتی چت‌بات جواب را نمی‌داند، سه رفتار درست دارد: اعلام شفاف نبود اطلاعات برای سؤال روشن، درخواست توضیح بیشتر برای سؤال مبهم و ارجاع به پشتیبان انسانی برای مسائلی که نیاز به بررسی یا تصمیم دارند. پیام خوب باید سؤال را تأیید کند، صادق باشد، قدم بعدی را نشان بدهد و لحن مناسب داشته باشد.

فهرست مطالب (13 بخش)

دو چت‌بات، یک سؤال، دو سرنوشت

مشتری یک فروشگاه لوازم خانگی می‌نویسد: «می‌خواهم 20 دستگاه برای شرکتمان بخرم. تخفیف عمده دارید؟» در سایت هیچ‌جا درباره‌ی خرید عمده چیزی نوشته نشده است.

چت‌بات اول جواب می‌دهد: «بله، برای خرید بالای 10 عدد 10 درصد تخفیف در نظر گرفته می‌شود.» مشتری خوشحال است و آن را به مدیرش گزارش می‌دهد. دو روز بعد که با فروشگاه تماس می‌گیرد، می‌شنود چنین سیاستی وجود ندارد. فروشگاه یا باید تخفیفی بدهد که برنامه‌اش را نداشته یا مشتری بزرگی را ناراضی کند.

چت‌بات دوم جواب می‌دهد: «برای خرید عمده اطلاعات دقیقی در اختیار ندارم. اگر تعداد و نوع محصولات را بنویسید، درخواست شما را برای بررسی به تیم فروش می‌فرستم.» مشتری شاید یک ساعت صبر کند، ولی با اطلاعات درست و یک مسیر روشن جلو می‌رود.

تفاوت این دو در هوشمندی نیست. چت‌بات دوم دقیقاً همان کاری را کرد که باید می‌کرد: فهمید چیزی نمی‌داند و این را مدیریت کرد. در این مقاله می‌بینیم این مدیریت چه سه شکلی دارد و پیام «نمی‌دانم» را چطور بنویسیم که مشتری را از دست ندهیم.

چرا «نمی‌دانم» یک ویژگی است، نه نقص؟

هر چت‌باتی که بر پایه‌ی دانش کسب‌وکار کار می‌کند، دانشی محدود دارد. هیچ فروشگاهی همه‌ی سناریوهای ممکن را از قبل ننوشته است. بنابراین مشتری حتماً سؤالی می‌پرسد که جوابش در منابع نیست. پرسش اصلی این است که در آن لحظه چه اتفاقی می‌افتد.

اگر چت‌بات حدس بزند، هزینه‌اش را فروشگاه می‌پردازد، آن هم دیرتر و با بهره‌ی بیشتر: تعهد غلط، شکایت، مرجوعی یا از دست رفتن اعتماد. اگر «نمی‌دانم» بگوید و مسیر ادامه را نشان بدهد، هزینه‌اش چند دقیقه صبر مشتری است. در مقاله‌ی چرا چت‌بات با اطمینان جواب اشتباه می‌دهد دیدیم که مدل‌ها به‌طور پیش‌فرض ساکت نمی‌مانند و محتمل‌ترین جواب را می‌سازند. پس خودداری از حدس باید عمداً تنظیم شود، نه اینکه انتظار داشته باشیم خودش اتفاق بیفتد.

شاید در نگاه اول چنین رفتاری کمتر هوشمندانه به نظر برسد. در واقع یک جواب کامل جذاب‌تر از «اطلاعات کافی ندارم» است. اما از یک پاسخ اشتباه بسیار بهتر است، چون مشتری می‌تواند به مسیر درست برسد و فروشگاه هم یک نقطه‌ی ضعف دانش را پیدا می‌کند.

سه رفتار مناسب در لحظه‌ی نادانستن

«نمی‌دانم» یک جمله‌ی واحد نیست؛ سه شکل مختلف دارد و هر کدام برای وضعیتی متفاوت مناسب است. اولی اعلام شفاف این است که اطلاعات کافی وجود ندارد. دومی درخواست توضیح بیشتر است، وقتی سؤال مبهم است. سومی ارجاع به پشتیبان انسانی است، وقتی مسئله نیاز به بررسی یا تصمیم دارد.

اگر فقط یکی از این‌ها را برای همه‌ی موقعیت‌ها به کار ببرید، تجربه‌ی مشتری خراب می‌شود. هر سه را جداگانه ببینیم.

رفتار اول: اعلام شفاف اینکه اطلاعات کافی نیست

این رفتار وقتی مناسب است که سؤال روشن است ولی جوابش در دانش چت‌بات نیست. مثلاً مشتری می‌پرسد: «آیا امکان نصب دستگاه در محل هم دارید؟» و فروشگاه هیچ‌جا درباره‌ی نصب ننوشته است.

پیام بد این است: «بله، ما خدمات نصب هم ارائه می‌دهیم.» یا حتی بدتر، پیام مبهمی مثل «لطفاً با ما تماس بگیرید» بدون هیچ توضیحی. پیام درست چیزی شبیه این است: «درباره‌ی خدمات نصب اطلاعات کافی در اختیار ندارم. برای اطلاع دقیق می‌توانید با پشتیبانی تماس بگیرید.»

دو نکته در این پیام اهمیت دارد. اول اینکه صادقانه می‌گوید نمی‌داند، به‌جای اینکه وانمود کند. دوم اینکه یک قدم بعدی نشان می‌دهد. جمله‌ای که فقط می‌گوید «نمی‌دانم»، مشتری را وسط راه رها می‌کند. در آرتین‌بات رفتار چت‌بات در شرایط کمبود اطمینان قابل تنظیم است و می‌توانید متن پیام را متناسب با لحن برندتان بنویسید.

رفتار دوم: درخواست توضیح بیشتر

گاهی چت‌بات واقعاً جواب را می‌داند، ولی سؤال مشتری مبهم است. مشتری می‌نویسد: «ارسالش چقدر می‌شه؟» و فروشگاه هزینه‌ی ارسال را بر اساس شهر و وزن محاسبه می‌کند. حدس زدن شهر یا وزن اشتباه است؛ پرسیدن درست است: «هزینه‌ی ارسال به مقصد و وزن سفارش بستگی دارد. سفارش شما به کدام شهر ارسال می‌شود؟»

این سؤال روشن‌کننده دو فایده دارد. جواب دقیق‌تری ممکن می‌کند و به مشتری نشان می‌دهد چت‌بات سؤالش را جدی می‌گیرد. اما حواستان باشد که نباید بازجویی شود. اگر برای هر سؤال ساده سه سؤال پشت سر هم بپرسد، مشتری خسته می‌شود. قاعده‌ی خوب این است که در هر نوبت یک سؤال بپرسد و فقط وقتی بپرسد که جواب واقعاً به آن وابسته است.

مثال دیگر: مشتری فروشگاه پوشاک می‌نویسد «سایز مناسب من چیه؟» بدون هیچ اطلاعاتی. چت‌بات خوب نمی‌گوید «M». می‌پرسد قد و وزن یا اندازه‌ی لباسی که اکنون به او اندازه است چیست و بعد جدول سایز را بر اساس آن توضیح می‌دهد.

رفتار سوم: ارجاع به پشتیبان انسانی

بعضی مسائل از جنس «نمی‌دانم» نیستند؛ از جنس «نباید خودم تصمیم بگیرم» هستند. شکایت، درخواست استثنا، خرید عمده با شرایط ویژه، مسئله‌ی مالی یا هر چیزی که تصمیم یک انسان را لازم دارد. در این موارد چت‌بات باید وارد ارجاع شود، نه اینکه خودش راه‌حل بسازد.

ارجاع خوب سه چیز دارد. اول اینکه صریح و بدون وعده‌ی غیرواقعی است: «این درخواست نیاز به بررسی تیم فروش دارد.» دوم اینکه اطلاعات لازم را از مشتری می‌گیرد تا پشتیبان از صفر شروع نکند: نام، تعداد و نوع محصول و راه تماس. سوم اینکه زمان واقعی را می‌گوید: «پشتیبانی در ساعات کاری، از 9 صبح تا 5 عصر، پاسخ می‌دهد.»

بدترین حالت ارجاعی است که هیچ‌کس پشتش نیست. اگر شب‌ها کسی پاسخ نمی‌دهد، پیام باید همین را بگوید و درخواست مشتری را ثبت کند تا صبح پیگیری شود. در آرتین‌بات می‌توان تنظیم کرد چت‌بات در شرایط کمبود اطمینان یا پیشنهاد ارجاع بدهد یا مستقیم گفت‌وگو را به انسان منتقل کند. نحوه‌ی کار پنل پشتیبان و تحویل گفت‌وگو را در مقاله‌ی چت زنده و تحویل به انسان توضیح داده‌ایم و اینکه بعد از ورود انسان، ربات چه نقشی دارد در اصل سکوت ربات آمده است.

وقتی فقط نصف سؤال را می‌داند

در عمل سؤال‌های مشتری همیشه به دو دسته‌ی «می‌دانم» و «نمی‌دانم» تقسیم نمی‌شوند. مشتری می‌نویسد: «این گوشی را می‌توانم قسطی بخرم و اگر خوشم نیامد پس بدهم؟» فروشگاه شرایط مرجوعی را نوشته است، ولی درباره‌ی فروش قسطی هیچ اطلاعاتی ندارد.

چت‌بات ضعیف یا کل سؤال را حدس می‌زند یا از کل سؤال طفره می‌رود. چت‌بات خوب نیمه‌ی معلوم را جواب می‌دهد و نیمه‌ی نامعلوم را صادقانه اعلام می‌کند: «شرایط مرجوعی این محصول تا 7 روز برای کالای بازنشده است. درباره‌ی فروش قسطی اطلاعات دقیقی ندارم؛ برای آن می‌توانید با پشتیبانی تماس بگیرید.» مشتری هم نیمی از جواب را گرفته و هم می‌داند برای نیم دیگر کجا برود.

این رفتار برای فروشگاه یک فایده‌ی پنهان هم دارد. هر «نیمه‌ی نامعلوم» دقیقاً همان شکاف دانشی است که باید پر شود. اگر هفته‌ای چند بار مشتری‌ها درباره‌ی فروش قسطی می‌پرسند، این نشانه‌ی روشنی است که اطلاعات آن را بنویسید و به دانش اضافه کنید. چنین پاسخ‌های جزئی را هم باید در بازبینی هفتگی گفت‌وگوها ببینید، نه فقط پاسخ‌هایی که کاملاً شکست خورده‌اند.

چطور بفهمیم کدام رفتار را انتخاب کنیم؟

یک قاعده‌ی ساده به شما کمک می‌کند. اگر سؤال روشن است ولی اطلاعات نیست، اعلام شفاف کنید. اگر سؤال مبهم است و با یک پرسش می‌شود روشنش کرد، توضیح بخواهید. اگر موضوع به تصمیم، بررسی یا مسئله‌ی حساس مربوط است، به انسان ارجاع دهید.

برای اینکه در عمل خوب تنظیم شود، فهرستی از 15 تا 20 سؤال بسازید که پوشش هر سه حالت را دارد و ببینید چت‌بات هر کدام را چطور مدیریت می‌کند. در مقاله‌ی چطور مطمئن شویم چت‌بات پاسخ را از منبع درست پیدا کرده است روش آزمایش رفتار در نبود اطلاعات را دیده‌ایم و همان روش اینجا هم به کار می‌آید.

چهار جزء یک پیام «نمی‌دانم» خوب

پیام نادانستن هم مثل هر متن مشتری‌محور، ساختار دارد. جزء اول، تأیید سؤال است: نشان بدهد سؤال فهمیده شده. جزء دوم، صداقت درباره‌ی محدودیت است: بگوید چه چیزی را نمی‌داند. جزء سوم، قدم بعدی است: مشتری دقیقاً بداند چه کند. جزء چهارم، لحن است: مؤدب و کوتاه، بدون عذرخواهی بیش‌ازحد.

نسخه‌ی ضعیف: «متأسفانه نمی‌توانم کمکی کنم.» نسخه‌ی قوی: «درباره‌ی شرایط خرید عمده اطلاعات دقیقی ندارم. اگر تعداد و محصول موردنظر را بنویسید، درخواست شما را برای تیم فروش ثبت می‌کنم.» نسخه‌ی دوم هر چهار جزء را دارد و فقط یک جمله‌ی اضافه‌تر است.

یک نکته‌ی ظریف: اگر پیام یکسانی را برای همه‌ی انواع نادانستن به کار ببرید، مشتری حس می‌کند با یک الگوی بی‌روح صحبت می‌کند. دو یا سه متن متفاوت برای انواع موقعیت‌ها، مثلاً محصول، ارسال و خرید عمده، تجربه را طبیعی‌تر می‌کند.

دو خطای متضاد: همیشه حدس‌زدن و همیشه «نمی‌دانم»

تا اینجا درباره‌ی چت‌باتی حرف زدیم که حدس می‌زند. اما خطای مقابل هم وجود دارد: چت‌باتی که زیادی «نمی‌دانم» می‌گوید. اگر در گفت‌وگوها می‌بینید چت‌بات برای سؤال‌هایی که جوابشان در سند هست هم می‌گوید «اطلاعات کافی ندارم»، دو دلیل محتمل است: دانش ناقص یا عنوان‌بندی ضعیف است، یا تنظیمات رفتار بیش‌ازحد محتاط است.

برای تشخیص، سؤال‌هایی را که چت‌بات پاسخ نداده، با سند مقایسه کنید. اگر جوابشان در سند نیست، دانش را کامل کنید. اگر هست و چت‌بات پیدایش نکرده، مشکل از ساختار سند یا واژه‌هاست. مقاله‌ی پنج اشتباه رایج در دانش چت‌بات راهنمای این تشخیص است. و هر سؤال بی‌پاسخ واقعی را به فهرست تکمیل دانش اضافه کنید؛ چرخه‌اش در از سؤال‌های بی‌پاسخ تا دانش جدید آمده است.

اشتباهی که در این مرحله رایج است

رایج‌ترین اشتباه، سپردن پیام «نمی‌دانم» به حالت پیش‌فرض است. وقتی هیچ‌کس متن را بازنگری نکند، همان جمله‌ی کلی و بی‌روح باقی می‌ماند: «متأسفم، نمی‌توانم کمک کنم.» این جمله هیچ قدم بعدی نشان نمی‌دهد و مشتری را از وضعیت بدتری رها می‌کند. حتی یک پیام خوب هم اگر مسیر بعدی را نشان ندهد، نیمه‌کاره است.

اشتباه دوم، تنظیم یک‌باره و فراموش کردن است. پیامی که امروز درست است، فردا که ساعت کاری پشتیبانی یا شماره‌ی تماس عوض شود، گمراه‌کننده می‌شود. این متن‌ها را هم مثل سند، دوره‌ای مرور کنید.

یک تمرین 30 دقیقه‌ای برای امروز

از همین حالا سه سؤال بپرسید که جوابشان در دانش چت‌بات‌تان نیست. یکی درباره‌ی چیزی که هرگز ننوشته‌اید، یکی مبهم و یکی مربوط به شکایت یا درخواست استثنا. پاسخ هر کدام را با چهار جزء پیام خوب بسنجید: تأیید سؤال، صداقت، قدم بعدی و لحن.

اگر پاسخ حدس یا جمله‌ی کلی و بی‌مسیر بود، همان‌جا متن را بنویسید یا تنظیم کنید. بعد دوباره بپرسید و ببینید رفتار بهتر شده است. معیار موفقیت ساده است: مشتری باید در هر سه حالت بداند قدم بعدی چیست.

جمع‌بندی

وقتی چت‌بات جواب را نمی‌داند، سه رفتار درست دارد: اعلام شفاف نبود اطلاعات، درخواست توضیح بیشتر برای سؤال مبهم و ارجاع به انسان برای مسائل نیازمند تصمیم. پیام خوب چهار جزء دارد: تأیید، صداقت، قدم بعدی و لحن مناسب. چت‌بات خوب فقط پاسخ‌دهنده نیست؛ باید بداند چه زمانی نباید حدس بزند.

با آرتین‌بات می‌توانید رفتار چت‌بات را در شرایط کمبود اطمینان و نحوه‌ی ارجاع به انسان تنظیم کنید. جزئیات بیشتر و شروع کار در artin-bot.ir آمده است.

تحلیل آرتین

تجربه‌ی مشتری با چت‌بات بیشتر در لحظه‌ی نادانستن شکل می‌گیرد تا در پاسخ‌های درست. فروشگاهی که این لحظه را طراحی کرده، هم خطای کمتری دارد و هم از هر نادانستن یک نشانه‌ی بهبود دانش می‌سازد.

اثر بر کسب‌وکار

حدس‌زدن چت‌بات به تعهد غلط و شکایت می‌انجامد و ارجاع بدون مسیر، مشتری را از دست می‌دهد. پیام نادانستن خوب و ارجاع واقع‌بینانه، هزینه‌ی پشتیبانی را کم نگه می‌دارد و اعتماد را حفظ می‌کند.

در ایران

مشتریان ایرانی معمولاً انتظار پاسخ سریع دارند و در پیام‌رسان‌ها رفتار محاوره‌ای دارند. اگر چت‌بات خارج از ساعت کاری مسیر روشنی نشان ندهد، مشتری به رقیب مراجعه می‌کند. به همین دلیل پیام ارجاع با ساعت کاری واقعی اهمیت دارد.

سوالات متداول

چت‌بات وقتی جواب را نمی‌داند چه باید بگوید؟
باید شفاف بگوید اطلاعات کافی ندارد و قدم بعدی را نشان بدهد، مثلاً تماس با پشتیبانی یا ثبت درخواست. از حدس زدن و پاسخ‌های کلی بدون مسیر پرهیز کنید.
چه زمانی باید سؤال روشن‌کننده پرسید؟
وقتی سؤال مبهم است و جواب به یک اطلاعات مشخص وابسته است، مثل مقصد ارسال یا اندازه‌ی لباس. بهتر است در هر نوبت یک سؤال پرسیده شود.
چت‌بات چه زمانی باید به انسان ارجاع بدهد؟
برای شکایت، درخواست استثنا، خرید عمده با شرایط ویژه، مسائل مالی و هر موضوعی که نیاز به تصمیم یا بررسی انسان دارد.
پیام «نمی‌دانم» خوب چه اجزایی دارد؟
چهار جزء: تأیید سؤال، صداقت درباره‌ی محدودیت، قدم بعدی برای مشتری و لحن مؤدب و کوتاه.
اگر چت‌بات زیاد «نمی‌دانم» بگوید چه مشکلی دارد؟
معمولاً دانش ناقص است، سند عنوان‌بندی ضعیف دارد یا تنظیم رفتار بیش‌ازحد محتاط است. سؤال‌های بی‌پاسخ را با سند مقایسه کنید و دانش را کامل کنید.
خارج از ساعت کاری ارجاع به انسان چطور باشد؟
پیام باید ساعت کاری واقعی را بگوید و درخواست مشتری را همراه اطلاعات تماس ثبت کند تا در اولین فرصت پیگیری شود.

نظرات (0)

اطلاعات شما محفوظ می‌ماند و در نظرات بعدی نیاز به وارد کردن مجدد نیست

ک
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!