چت بات

چطور بفهمیم چه بخشی از دانش سازمان ما فقط در ذهن افراد است؟

پیش از این‌که برای جمع‌آوری دانش سازمانی اقدام کنید، باید بدانید دقیقاً کدام بخش از دانش، فقط در ذهن چه کسانی است. راهنمای عملی پنج‌قدمی برای این شناسایی.

م
مرتضی علیزاده
4 دقیقه مطالعه
۴۵ بازدید
چطور بفهمیم چه بخشی از دانش سازمان فقط در ذهن افراد است
هفتمین مقاله زیرسری دانشنامه — پل بین شناخت ریسک و اقدام عملی | ArtinMag

پاسخ سریع

شناسایی دانش ضمنی سازمانی با پنج قدم انجام می‌شود: فهرست سوالاتی که همیشه از یک نفر خاص پرسیده می‌شود، بررسی مکتوب یا نامکتوب بودن پاسخ آن‌ها، شناسایی نقش‌های تک‌نفره، اولویت‌بندی بر اساس فراوانی سوال و ریسک خروج فرد، و تبدیل این فهرست به نقطه شروع جمع‌آوری دانش.

فهرست مطالب (9 بخش)

سوالی که بعد از شناخت ریسک افراد کلیدی مطرح می‌شود

در مقاله چند نفر کلیدی سازمان شما تنها دارنده دانش حیاتی هستند؟ گفتیم بخش زیادی از دانش سازمانی فقط در ذهن چند نفر وجود دارد. سوال بعدی طبیعی و عملی این است: دقیقاً کدام بخش؟ و دقیقاً در ذهن کدام افراد؟ بدون پاسخ به این سوال، هر تلاشی برای جمع‌آوری دانش، کورکورانه و ناکارآمد خواهد بود.

چرا این شناسایی، خودش یک قدم جداست

اشتباه رایج این است که مستقیم سراغ جمع‌آوری دانش برویم، بدون این‌که اول مشخص کنیم کدام دانش اصلاً در معرض خطر است. طبق تعریف رایج در مدیریت دانش، دانش سازمانی به دو نوع تقسیم می‌شود: دانش صریح که مکتوب و به‌راحتی قابل‌بازیابی است، و دانش ضمنی که فقط از طریق تجربه به دست می‌آید و به‌سختی نوشته می‌شود< cite index="40-1">. ممیزی دانش، ابزاری است که دقیقاً برای شناسایی این نوع دوم — و افرادی که آن را در ذهن دارند — طراحی شده< cite index="41-1">.

قدم اول: فهرست کردن سوالاتی که همیشه از یک نفر خاص پرسیده می‌شود

نقطه شروع، نگاه به الگوی واقعی سوال‌پرسیدن در تیم است، نه حدس زدن. چند هفته توجه کنید — یا از سرپرستان بپرسید — چه سوالاتی هست که همیشه، بدون استثنا، از یک یا دو نفر مشخص پرسیده می‌شود، نه از هر کسی در تیم. این الگو، نشانه قوی‌ای از دانشی است که فقط در ذهن آن فرد وجود دارد.

قدم دوم: بررسی این‌که آیا پاسخ آن سوالات جایی نوشته شده یا نه

برای هر سوالی که در قدم اول شناسایی کردید، بررسی کنید آیا پاسخش در جایی — Wiki، سند رسمی، ایمیل قدیمی — مکتوب است یا خیر. اگر پاسخ نوشته شده اما کسی آن را پیدا نمی‌کند، مسئله شما دسترس‌پذیری است، نه دانش ضمنی. اگر پاسخ اصلاً هیچ‌جا نوشته نشده، آن‌وقت با دانش واقعاً ضمنی روبه‌رو هستید که باید در اولویت جمع‌آوری قرار گیرد.

قدم سوم: نگاه کردن به نقش‌هایی که تنها یک نفر آن‌ها را پوشش می‌دهد

جدا از سوالات روزمره، به ساختار تیم هم نگاه کنید: کدام مسئولیت یا فرآیند فقط توسط یک نفر انجام می‌شود، بدون این‌که کس دیگری کامل بداند آن فرآیند چطور کار می‌کند؟ این‌ها معمولاً پرریسک‌ترین نقاط هستند، چون غیبت یا خروج آن یک نفر، بلافاصله آن فرآیند را متوقف می‌کند.

قدم چهارم: اولویت‌بندی بر اساس ترکیب فراوانی سوال و ریسک خروج فرد

نه هر دانش ضمنی‌ای به یک اندازه فوری است. دانشی که هم زیاد سوال می‌شود و هم فرد دارنده آن احتمال خروج بالاتری دارد (مثلاً به دلایل شغلی یا شخصی که سرپرست از آن مطلع است)، باید اولویت اول جمع‌آوری باشد. دانشی که به‌ندرت سوال می‌شود و فرد دارنده آن ثابت و پایدار است، می‌تواند در اولویت پایین‌تر قرار گیرد.

قدم پنجم: تبدیل این فهرست به نقطه شروع دانشنامه

فهرستی که از چهار قدم قبل به دست آمده، دقیقاً همان نقطه شروع مناسب برای راه‌اندازی دانشنامه است — نه یک لیست انتزاعی از «همه دانش سازمان»، بلکه فهرست مشخصی از سوالات پرتکرار و پرریسک که باید اول جمع‌آوری شوند.

اشتباهی که در این مرحله رایج است

شروع جمع‌آوری دانش بدون این پنج قدم، مستقیم از فرد کلیدی خواستن که «هرچه می‌داند» بنویسد. این روش تقریباً همیشه شکست می‌خورد، چون همان‌طور که در قدم اول گفتیم، دانش ضمنی به شکل پاسخ به سوال مشخص در ذهن است، نه یک فهرست از پیش آماده. بدون شناسایی دقیق سوالات پرتکرار، این تلاش یا ناقص می‌ماند یا هرگز تمام نمی‌شود.

جمع‌بندی

شناسایی دانش ضمنی سازمان، پنج قدم دارد — فهرست سوالات تکراری از یک نفر خاص، بررسی مکتوب یا نامکتوب بودن پاسخ، شناسایی نقش‌های تک‌نفره، اولویت‌بندی بر اساس فراوانی و ریسک خروج، و تبدیل این فهرست به نقطه شروع. اگر مفهوم پایه این ریسک را مرور نکرده‌اید، آن مقاله را بخوانید، و برای شروع جمع‌آوری، دانابات را ببینید.

تحلیل آرتین

محتوای فارسی موجود درباره دانش ضمنی و ممیزی دانش (اینوتکس، دانا، پژوهش‌های دانشگاهی) عمدتاً سطح تئوریک و آکادمیک دارد، بدون یک راهنمای عملی و گام‌به‌گام که مدیر غیرمتخصص بتواند مستقیم در تیم خودش اجرا کند — همان شکافی که این مقاله پر می‌کند.

اثر بر کسب‌وکار

سازمانی که پیش از جمع‌آوری دانش، دقیقاً مشخص می‌کند کدام دانش پرریسک‌تر است، منابع محدود خود را روی موثرترین نقاط متمرکز می‌کند، به‌جای تلاش پراکنده و ناتمام برای مستندسازی همه‌چیز.

در ایران

در بسیاری از سازمان‌های ایرانی که ممیزی دانش رسمی هرگز انجام نشده، این راهنما یک نقطه شروع ساده و بدون نیاز به مشاور بیرونی ارائه می‌دهد تا مدیران خودشان بتوانند دانش پرریسک را شناسایی کنند.

سوالات متداول

چطور بفهمیم چه بخشی از دانش سازمان فقط در ذهن افراد است؟
با پنج قدم: فهرست سوالات تکراری از یک نفر خاص، بررسی مکتوب بودن پاسخ، شناسایی نقش‌های تک‌نفره، اولویت‌بندی بر اساس فراوانی و ریسک خروج، و تبدیل به نقطه شروع.
دانش ضمنی چیست و چه فرقی با دانش صریح دارد؟
دانش صریح مکتوب و به‌راحتی قابل‌بازیابی است؛ دانش ضمنی فقط از طریق تجربه به دست می‌آید و به‌سختی نوشته می‌شود.
چرا نوشتن هرچه می‌دانید برای جمع‌آوری دانش کافی نیست؟
چون دانش ضمنی به شکل پاسخ به سوال مشخص در ذهن است، نه یک فهرست از پیش آماده؛ این روش معمولاً ناقص می‌ماند.
ممیزی دانش سازمانی چیست؟
ابزاری برای شناسایی نیازها، نقاط قوت و ضعف دانش سازمانی، به‌ویژه شناسایی منابع دانش ضمنی و افراد دارنده آن.

منابع

نظرات (0)

اطلاعات شما محفوظ می‌ماند و در نظرات بعدی نیاز به وارد کردن مجدد نیست

ک
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!