چت بات

چطور بفهمیم چه بخشی از دانش سازمان ما فقط در ذهن افراد است؟

راهنمای عملی پنج‌قدمی برای شناسایی دانش ضمنی سازمان — دانشی که فقط در ذهن چند نفر کلیدی وجود دارد و در هیچ سندی نوشته نشده.

م
مرتضی علیزاده
4 دقیقه مطالعه
۸ بازدید
چطور بفهمیم چه بخشی از دانش سازمان ما فقط در ذهن افراد است
هفتمین مقاله زیرسری دانشنامه — چک‌لیست عملی شناسایی دانش ضمنی سازمان | ArtinMag

پاسخ سریع

شناسایی دانش ضمنی سازمان با پنج قدم انجام می‌شود: فهرست سوالاتی که فقط یک نفر پاسخ می‌دهد، بررسی تصمیمات مستندنشده، شناسایی افراد نقطه‌تمرکز سوالات، مقایسه اسناد موجود با استفاده واقعی، و اولویت‌بندی بر اساس ریسک خروج و فراوانی سوال.

فهرست مطالب (9 بخش)

سوالی که بعد از شناخت ریسک افراد کلیدی مطرح می‌شود

در مقاله ریسک وابستگی به افراد کلیدی گفتیم دانش تجربی، معمولاً هیچ‌جا نوشته نمی‌شود و فقط در ذهن چند نفر وجود دارد. سوال بعدی، عملی‌تر است: از کجا بفهمیم دقیقاً کدام بخش از دانش سازمان ما در همین وضعیت است؟ این مقاله یک راهنمای عملی پنج‌قدمی برای این شناسایی ارائه می‌دهد.

چرا این شناسایی زودتر از فکر شما لازم است

اکثر مدیران فرض می‌کنند دانش ضمنی، مسئله‌ای است که می‌توان بعداً به آن رسیدگی کرد — وقتی فرد کلیدی اعلام استعفا کند. اما در آن نقطه، زمان برای شناسایی دقیق و انتقال منظم دیگر کافی نیست. طبق استاندارد ISO۹۰۰۱، نیازهای دانش سازمانی به‌عنوان وسیله‌ای برای محافظت از سازمان در برابر از دست رفتن دانش معرفی شده‌اند — از دست رفتنی که می‌تواند ناشی از ترک کار کارکنان یا عدم موفقیت در به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات باشد(cite index="37-1">. شناسایی زودهنگام، تنها راهی است که این ریسک را قابل‌مدیریت می‌کند، نه غیرقابل‌پیش‌بینی.

قدم اول: فهرست کردن سوالاتی که فقط از یک نفر مشخص پرسیده می‌شوند

نشانه اول دانش ضمنی، تکرار یک الگو است: وقتی سوالی مطرح می‌شود، همیشه یک نفر خاص است که پاسخ می‌دهد — نه یک سند، نه چند نفر. از تیم‌های مختلف بخواهید طی یک هفته، هر باری که سوالی را فقط از یک همکار خاص پرسیدند (نه از یک سند) یادداشت کنند. این فهرست، اولین نقشه واقعی از دانش ضمنی سازمان شماست.

قدم دوم: بررسی سوابق تصمیمات بدون مستندسازی

بخش دیگری از دانش ضمنی، در تصمیماتی نهفته است که گرفته شده‌اند اما دلیل‌شان هیچ‌جا ثبت نشده — چرا فلان قرارداد با شرایط خاص بسته شد، چرا فلان مشتری استثنا شد. این تصمیمات معمولاً در ایمیل‌ها یا مکالمات چت پراکنده‌اند، نه در یک سند رسمی. با بررسی چند تصمیم مهم اخیر و پرسیدن این‌که «آیا دلیل این تصمیم جایی نوشته شده؟»، می‌توانید این لایه از دانش ضمنی را هم شناسایی کنید.

قدم سوم: شناسایی افرادی که بیشترین حجم سوال را دریافت می‌کنند

در هر تیم، معمولاً یک یا دو نفر هستند که بیشترین حجم سوالات غیررسمی را دریافت می‌کنند — نه لزوماً باتجربه‌ترین فرد، بلکه کسی که دیگران عادت کرده‌اند از او بپرسند. این افراد، نقطه تمرکز طبیعی دانش ضمنی سازمان هستند. شناسایی آن‌ها (با پرسیدن ساده از اعضای تیم که «معمولاً از چه کسی سوال می‌پرسید؟») نقطه شروع مشخصی برای اولویت‌بندی به شما می‌دهد.

قدم چهارم: مقایسه اسناد موجود با آنچه واقعاً استفاده می‌شود

خیلی از سازمان‌ها سند دارند، اما آن سند دیگر استفاده نمی‌شود — چون قدیمی شده و کارکنان یاد گرفته‌اند مستقیم از همکار بپرسند، نه از سند. یک نشانه روشن دانش ضمنی، وجود سندی است که باید پاسخگو باشد اما نیست. فهرستی از اسناد رسمی موجود تهیه کنید و از تیم بپرسید کدام‌یک واقعاً هنوز استفاده می‌شود؛ آن‌هایی که استفاده نمی‌شوند، معمولاً نشانه‌ای از این هستند که دانش واقعی جای دیگری منتقل می‌شود.

قدم پنجم: اولویت‌بندی بر اساس ریسک خروج و تکرار سوال

بعد از جمع‌آوری این چهار لایه اطلاعات، آن‌ها را بر اساس دو معیار اولویت‌بندی کنید: احتمال خروج فردی که آن دانش را دارد (نقش حساس، رضایت شغلی پایین، فرصت‌های بیرونی) و فراوانی سوالاتی که در آن حوزه پرسیده می‌شود. حوزه‌هایی که در هر دو معیار امتیاز بالایی دارند، اولین اولویت برای اقدام هستند.

اشتباهی که در این مرحله رایج است

تلاش برای شناسایی همه دانش ضمنی سازمان در یک پروژه واحد و یک‌باره. این کار معمولاً به یک ممیزی سنگین و طولانی تبدیل می‌شود که هرگز کامل نمی‌شود، چون دانش ضمنی به‌طور مداوم در حال شکل‌گیری است. رویکرد بهتر همان چیزی است که در قدم‌های بالا گفتیم: شناسایی مستمر و اولویت‌بندی‌شده، نه یک پروژه بزرگ با نقطه پایان مشخص.

جمع‌بندی

شناسایی دانش ضمنی سازمان، پنج قدم دارد — فهرست سوالاتی که فقط یک نفر پاسخ می‌دهد، بررسی تصمیمات مستندنشده، شناسایی افراد نقطه‌تمرکز، مقایسه اسناد موجود با استفاده واقعی، و اولویت‌بندی بر اساس ریسک خروج. اگر مفهوم ریسک وابستگی به افراد کلیدی را مرور نکرده‌اید، آن مقاله را بخوانید، و برای شروع جمع‌آوری این دانش پیش از آن‌که دیر شود، دانابات را ببینید.

تحلیل آرتین

محتوای فارسی موجود درباره دانش ضمنی (اینوتکس، دانا) عمدتاً تعریف نظری و مدل‌های آکادمیک ممیزی دانش را پوشش می‌دهد، اما به یک چک‌لیست عملی و قابل‌اجرا برای تیم‌های کوچک و متوسط که می‌خواهند همین امروز شروع به شناسایی کنند، نمی‌پردازد — همان شکافی که این مقاله پر می‌کند.

اثر بر کسب‌وکار

سازمانی که به‌طور مستمر و اولویت‌بندی‌شده دانش ضمنی خود را شناسایی می‌کند، به‌جای واکنش هراسان بعد از اعلام استعفای یک نیروی کلیدی، فرصت کافی برای جمع‌آوری و انتقال منظم آن دانش دارد.

در ایران

در تیم‌های کوچک و متوسط ایرانی که معمولاً منابع کافی برای یک پروژه ممیزی دانش رسمی و آکادمیک ندارند، این چک‌لیست ساده و عملی راهی در دسترس برای شروع همین امروز فراهم می‌کند.

سوالات متداول

چطور بفهمیم چه بخشی از دانش سازمان ما فقط در ذهن افراد است؟
با پنج قدم: فهرست سوالاتی که فقط یک نفر پاسخ می‌دهد، بررسی تصمیمات مستندنشده، شناسایی افراد نقطه‌تمرکز، مقایسه اسناد با استفاده واقعی، و اولویت‌بندی بر اساس ریسک.
دانش ضمنی چیست؟
دانشی که بیشتر رویه‌ای و شهودی است، از طریق تجربه به دست می‌آید و برخلاف دانش صریح، به‌سادگی قابل بیان و مستندسازی نیست.
چطور بفهمیم چه کسی نقطه تمرکز دانش ضمنی است؟
با پرسیدن از اعضای تیم که معمولاً از چه کسی سوال می‌پرسند — این فرد نقطه تمرکز طبیعی دانش ضمنی است.
چرا نباید شناسایی دانش ضمنی را یک‌باره انجام داد؟
چون دانش ضمنی به‌طور مداوم در حال شکل‌گیری است و یک پروژه ممیزی یک‌باره معمولاً سنگین و طولانی می‌شود و هرگز کامل نمی‌شود.

منابع

نظرات (0)

اطلاعات شما محفوظ می‌ماند و در نظرات بعدی نیاز به وارد کردن مجدد نیست

ک
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!