چت بات

هزینه پنهان دانش پراکنده در سازمان چقدر است؟

دانش پراکنده در سازمان هزینه‌ای دارد که در هیچ صورت‌حسابی ثبت نمی‌شود. پنج جزء اصلی این هزینه پنهان و یک روش ساده برای تخمین آن، به همراه راه کاهش آن.

م
مرتضی علیزاده
5 دقیقه مطالعه
۱۲ بازدید
هزینه پنهان دانش پراکنده در سازمان چقدر است — پنج جزء و یک روش تخمین ساده
پنج جزء هزینه پنهان دانش پراکنده در سازمان که در هیچ صورت‌حسابی دیده نمی‌شود | ArtinMag

پاسخ سریع

هزینه پنهان دانش پراکنده در سازمان از پنج جزء تشکیل می‌شود: زمان جستجوی کارکنان، زمان پاسخ‌دهی مدیران به سوالات تکراری، تأخیر در بهره‌وری کارمند جدید، دوباره‌کاری ناشی از نسخه‌های گم‌شده، و تصمیم‌های گرفته‌شده بر اساس اطلاعات ناقص — که در جمع سالانه، عددی بسیار بزرگ‌تر از تصور اولیه است.

فهرست مطالب (10 بخش)

سوالی که در هیچ صورت‌حساب سازمانی دیده نمی‌شود

در مقاله ریسک دانش ضمنی سازمان گفتیم بخش بزرگی از دانش واقعی یک سازمان، هیچ‌وقت مستند نمی‌شود و فقط در ذهن چند نفر کلیدی می‌ماند. اما یک سوال دیگر هم هست که کمتر مطرح می‌شود: این پراکندگی و نامستند بودن دانش، هر ماه دقیقاً چقدر برای سازمان هزینه دارد؟ جواب این سوال هیچ‌وقت در صورت‌حساب مالی سازمان ظاهر نمی‌شود — نه ردیفی به نام «هزینه جستجوی اطلاعات» وجود دارد، نه ردیفی به نام «هزینه سوالات تکراری». اما همین هزینه نامرئی، یکی از بزرگ‌ترین هزینه‌های پنهان بیشتر سازمان‌هاست.

چرا این هزینه دیده نمی‌شود

هزینه‌های پنهان سازمانی، برخلاف هزینه‌های آشکار مثل اجاره یا حقوق، در هیچ حساب و کتابی ثبت نمی‌شوند، چون یک فاکتور یا رسید مشخص ندارند. وقتی یک کارمند بیست دقیقه از وقتش را صرف پیدا کردن یک فایل یا پرسیدن یک سوال از همکار می‌کند، این بیست دقیقه در هیچ گزارش مالی دیده نمی‌شود — اما همان بیست دقیقه، حقوق واقعی است که سازمان بابت آن پرداخت کرده، بدون اینکه ارزشی تولید شده باشد. مشکل این‌جاست که چون این هزینه نامرئی است، هیچ‌وقت جدی گرفته نمی‌شود؛ در حالی که وقتی تکرار آن در طول یک ماه و در سطح کل سازمان جمع بسته شود، عددی به‌مراتب بزرگ‌تر از آن‌چه تصور می‌شود، به دست می‌آید.

جزء اول: زمانی که هر کارمند صرف پیدا کردن اطلاعات می‌کند

ساده‌ترین و ملموس‌ترین جزء این هزینه، زمانی است که هر کارمند روزانه صرف پیدا کردن یک فایل، یک دستورالعمل، یا پاسخ یک سوال می‌کند — به‌جای این‌که مستقیم سراغ کارش برود. این زمان معمولاً کوچک به‌نظر می‌رسد (چند دقیقه در هر بار)، اما وقتی در تعداد دفعات در روز و تعداد کارمندان سازمان ضرب شود، به رقم قابل‌توجهی می‌رسد.

جزء دوم: زمانی که مدیران و همکاران باتجربه صرف پاسخ به سوالات تکراری می‌کنند

هر بار که یک کارمند به‌جای مراجعه به یک منبع مستند، سراغ یک همکار یا مدیر می‌رود تا سوالش را بپرسد، آن همکار یا مدیر هم زمان خودش را از دست می‌دهد — و این زمان معمولاً از زمان خود کارمند هم گران‌تر است، چون از وقت افراد باتجربه‌تر و معمولاً پرمشغله‌تر سازمان کم می‌شود. وقتی یک سوال بارها و بارها از افراد مختلف پرسیده می‌شود، این هزینه چند برابر می‌شود، بدون این‌که هیچ‌وقت یک بار برای همیشه حل شود.

جزء سوم: زمانی که کارمند جدید صرف یادگیری فرآیندهای نامستند می‌کند

وقتی فرآیندهای سازمان به‌درستی مستند نشده‌اند، کارمند جدید باید همان دانش را از صفر، معمولاً از طریق پرسیدن مکرر از همکاران، یاد بگیرد. این یعنی دوره آنبوردینگ طولانی‌تر می‌شود و بهره‌وری واقعی کارمند جدید دیرتر از حالت ایده‌آل شروع می‌شود — هزینه‌ای که مستقیماً به تأخیر در رسیدن به بهره‌وری کامل مربوط است.

جزء چهارم: دوباره‌کاری وقتی نسخه درست یا به‌روز اطلاعات پیدا نمی‌شود

وقتی اطلاعات در فایل‌ها، پیام‌رسان‌ها و یادداشت‌های پراکنده نگه‌داری می‌شود، گاهی نسخه درست یا آخرین نسخه یک سند پیدا نمی‌شود و کارمند مجبور می‌شود بخشی از اطلاعات را از نو جمع‌آوری یا بازسازی کند. این دوباره‌کاری، فعالیتی است که هیچ ارزش اقتصادی جدیدی تولید نمی‌کند، اما زمان و انرژی واقعی نیروی انسانی را مصرف می‌کند.

جزء پنجم: تصمیم‌هایی که بر اساس اطلاعات ناقص یا قدیمی گرفته می‌شوند

شاید گران‌ترین جزء این هزینه پنهان، جایی است که کسی به‌خاطر نداشتن دسترسی سریع به اطلاعات درست، تصمیمی می‌گیرد که بعداً معلوم می‌شود بر اساس داده ناقص یا قدیمی بوده است. برخلاف چهار جزء قبلی که هزینه‌شان زمان است، هزینه این جزء می‌تواند مستقیماً مالی باشد — یک سفارش اشتباه، یک قیمت‌گذاری نادرست، یا یک تصمیم عملیاتی که با اطلاعات درست، متفاوت گرفته می‌شد.

چطور یک تخمین تقریبی از این هزینه بزنیم

برای تخمین تقریبی این هزینه، لازم نیست عدد دقیق و علمی داشته باشید؛ کافی است یک محاسبه ساده انجام دهید: میانگین زمانی که هر کارمند روزانه صرف جستجو یا پرسیدن سوال می‌کند را در تعداد روزهای کاری ماه و تعداد کارمندان ضرب کنید، و همان زمان را بر اساس میانگین هزینه ساعتی نیروی کار به عدد ریالی تبدیل کنید. حتی یک تخمین خام و محافظه‌کارانه، معمولاً کافی است تا نشان دهد این هزینه، در مقیاس سالانه، بسیار بزرگ‌تر از تصور اولیه است — و همین تخمین، دلیل کافی برای جدی گرفتن موضوع مدیریت دانش سازمانی است.

اشتباهی که در این مرحله رایج است

رایج‌ترین اشتباه، این است که این هزینه اصلاً به‌عنوان یک «هزینه» دیده نمی‌شود — فقط به‌عنوان یک مزاحمت روزمره و عادی تلقی می‌شود که «همیشه همین‌طور بوده». چون هیچ‌وقت در قالب یک عدد مشخص روی میز مدیریت گذاشته نمی‌شود، هیچ‌وقت هم در اولویت حل شدن قرار نمی‌گیرد؛ در حالی که دقیقاً همین هزینه‌های کوچک و تکرارشونده، در جمع سالانه، از بسیاری از هزینه‌های آشکار و رسمی سازمان بزرگ‌تر می‌شوند.

جمع‌بندی

هزینه پنهان دانش پراکنده در سازمان از پنج جزء تشکیل می‌شود — زمان جستجوی هر کارمند، زمان پاسخ‌دهی مدیران و همکاران باتجربه به سوالات تکراری، تأخیر در بهره‌وری کارمند جدید، دوباره‌کاری ناشی از نسخه‌های گم‌شده، و تصمیم‌های گرفته‌شده بر اساس اطلاعات ناقص. تخمین تقریبی همین هزینه، معمولاً کافی است تا نشان دهد سرمایه‌گذاری روی دسترسی سریع‌تر به دانش سازمانی، توجیه اقتصادی روشنی دارد. اگر می‌خواهید بدانید این دانش کجای سازمان‌تان پراکنده است، مقاله ریسک دانش ضمنی سازمان را بخوانید، و برای کاهش این هزینه، دانابات را ببینید.

تحلیل آرتین

محتوای فارسی موجود درباره هزینه پنهان عمدتاً حول بی‌نظمی کسب‌وکارهای کوچک یا هزینه‌های پنهان کلی سازمانی (منابع انسانی، فناوری اطلاعات) می‌چرخد، اما به‌طور مشخص روی هزینه پراکندگی دانش و اطلاعات — با تفکیک اجزای قابل‌محاسبه — تمرکز نکرده است.

اثر بر کسب‌وکار

سازمانی که این هزینه پنهان را یک‌بار تخمین بزند، معمولاً توجیه اقتصادی روشنی برای سرمایه‌گذاری روی دسترسی سریع‌تر به دانش سازمانی پیدا می‌کند، بدون نیاز به استدلال‌های کیفی و مبهم.

در ایران

در بسیاری از سازمان‌های ایرانی که هنوز بودجه مشخصی برای مدیریت دانش کنار نگذاشته‌اند، نشان دادن این هزینه در قالب یک عدد تقریبی، معمولاً مؤثرترین راه برای جلب توجه مدیریت ارشد است.

سوالات متداول

هزینه پنهان دانش پراکنده در سازمان چقدر است؟
دقیق‌ترین جواب، تخمینی است که با ضرب میانگین زمان جستجوی روزانه هر کارمند در تعداد کارکنان و هزینه ساعتی نیروی کار به دست می‌آید؛ معمولاً عددی به‌مراتب بزرگ‌تر از تصور اولیه است.
چرا هزینه دانش پراکنده در صورت‌حساب سازمان دیده نمی‌شود؟
چون فاکتور یا رسید مشخصی ندارد و در هیچ ردیف مالی رسمی ثبت نمی‌شود، هرچند حقوق واقعی بابت آن پرداخت می‌شود.
هزینه پاسخ به سوالات تکراری کارکنان چقدر است؟
هر بار که یک سوال تکراری به‌جای منبع مستند از یک مدیر یا همکار باتجربه پرسیده می‌شود، زمان یک فرد معمولاً پرمشغله‌تر و گران‌تر از سازمان گرفته می‌شود، بدون این‌که مشکل یک‌بار برای همیشه حل شود.
دانش پراکنده چه تاثیری بر تصمیم‌گیری سازمانی دارد؟
گران‌ترین اثر آن، تصمیم‌هایی است که به‌خاطر نبود دسترسی سریع به اطلاعات درست، بر اساس داده ناقص یا قدیمی گرفته می‌شوند و اثر مالی مستقیم دارند.
چطور هزینه دانش پراکنده را تخمین بزنیم؟
میانگین زمان جستجوی روزانه هر کارمند را در تعداد روزهای کاری ماه و تعداد کارکنان ضرب کنید و بر اساس میانگین هزینه ساعتی نیروی کار به عدد ریالی تبدیل کنید.
رایج‌ترین اشتباه درباره هزینه دانش پراکنده چیست؟
دیده نشدن آن به‌عنوان یک هزینه واقعی و تلقی آن به‌عنوان یک مزاحمت روزمره عادی که همیشه همین‌طور بوده است.

منابع

نظرات (0)

اطلاعات شما محفوظ می‌ماند و در نظرات بعدی نیاز به وارد کردن مجدد نیست

ک
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!