سوالی که در هر سازمان چندواحدی پیش میآید
«مرخصی استحقاقی چند روز است؟» این پرسش ساده در یک سازمان بزرگ یک پاسخ ندارد. برای کارمند رسمی یک عدد درست است، برای کارمند قراردادی عدد دیگری، و برای نیروی یک شعبهی خاص ممکن است دستورالعمل جداگانهای وجود داشته باشد. اگر یک دستیار هوشمند فقط بر اساس کلمات سؤال جواب بدهد، ممکن است پاسخی بدهد که برای یک نفر درست و برای نفر بعدی گمراهکننده باشد.
در مقالهی دسترسی کارکنان دربارهی اینکه چه کسی چه چیزی را ببیند صحبت کردیم. این مقاله دربارهی پرسش دیگری است: وقتی همه حق دیدن همان اسناد را دارند، چطور پاسخ برای هر نفر مرتبطتر شود؟ پاسخ دانابات به این پرسش، پروفایل پرسشگر است.
چرا یک پاسخ عمومی گاهی کافی نیست
ما معمولاً مسئلهی «پاسخ غلط» را به نقص هوش مصنوعی نسبت میدهیم. اما بخشی از پاسخهای نامناسب از این میآید که پرسش ناقص است، نه اینکه جواب نادرست باشد. «مرخصی استحقاقی چند روز است؟» بدون دانستن اینکه پرسنده کیست، پرسشی ناقص است. بخشنامهی کارکنان رسمی و آییننامهی قراردادی هر دو در دانشنامه هستند و هر دو به این پرسش مربوطاند.
یک انسان باتجربه در واحد منابع انسانی، پیش از جواب دادن اولین سؤالش را میپرسد: «شما رسمی هستید یا قراردادی؟» پروفایل پرسشگر همین رفتار را به دانابات میآورد.
پروفایل پرسشگر چطور کار میکند
در دانشنامهی دانابات، مدیر فقط چند سؤال و گزینه تعریف میکند. مثلاً «واحد شما کدام است؟» با چند گزینه، یا «نوع همکاری شما چیست؟» با گزینههای رسمی و قراردادی. بقیهی کار با دانابات است: خودش اسناد را برچسب میزند و پاسخ هر نفر را به اسناد مرتبط با او محدود میکند.
از دید مدیر، کار کم است: چند سؤال طراحی میکند و گزینههایش را مشخص میکند. لازم نیست هزاران سند را یکییکی دستی برچسب بزند. از دید کارمند، تجربه ساده است: یک بار به یکی دو سؤال کوتاه جواب میدهد و بعد پاسخها متناسبتر میشوند.
فرم شروع گفتگو و فلو
پروفایل تنها راه شخصیسازی نیست. در شروع گفتگو میتوان یک فرم اطلاعات اولیه با شاخهبندی گرفت. مثلاً اول بپرسید «دانشجو هستید یا کارمند؟» و بر اساس پاسخ، سؤال بعدی را متفاوت کنید. این فرمها با یک سازندهی تصویری روی بوم ساخته میشوند و هر گام میتواند دکمه، فرم یا شاخه باشد.
دو جزئیات کوچک اما مهم وجود دارد. اول اینکه در هر گام دکمهی «گفتگو با هوش مصنوعی» هست تا کاربر گیر نکند: اگر فرم به نیازش نمیخورد، میتواند مستقیم سؤال بپرسد. دوم اینکه پاسخ فرمها در پنل قابل مشاهده است و خروجی CSV دارد، یعنی مدیر میفهمد کاربران چه کسانیاند و چه میخواهند. این خودش اطلاعات ارزشمندی است.
یک «انتشار» هم میتواند چند دانشنامه را با هم روی یک یا چند کانال منتشر کند و هر دانشنامه جداگانه اجازهی انتشار میدهد. یعنی یک ورودی واحد میتواند برای افراد مختلف، دانشنامههای مرتبط با خودشان را پوشش دهد.
تفاوت پروفایل با کنترل دسترسی
این مهمترین نکتهی مقاله است و بهتر است صریح گفته شود. پروفایل پرسشگر برای مرتبط کردن پاسخ است؛ کنترل دسترسی برای محافظت از محتوا. این دو را نباید با هم عوض کرد.
کنترل دسترسی در دانابات چندلایه است: چهار سطح دانشنامه، پوشه، فایل و گروه، بهعلاوهی دسترسی بر اساس چارت سازمانی و ورود دومرحلهای برای دانشنامهی حساس. اینها جلوی دیدن سند غیرمجاز را میگیرند. پروفایل پرسشگر روی چیز دیگری کار میکند: از میان اسنادی که کاربر حق دیدنشان را دارد، مرتبطترینها را برای او انتخاب میکند.
چرا این تفاوت مهم است؟ چون پروفایل بر پایهی پاسخ خود کاربر به یک سؤال ساخته میشود. کارمندی که گزینهی اشتباه بزند، پروفایل متفاوتی خواهد داشت. اگر سندی واقعاً محرمانه است، پوشاندن آن با «پروفایل» کافی نیست و باید با کنترل دسترسی محافظت شود. این برداشت من از طراحی است، نه جملهای که در سند معرفی محصول آمده باشد؛ اگر برای سازمان شما ملاحظهی خاصی دارد، پیش از اتکا به آن در جلسهی شناخت صریحاً بپرسید.
سه سناریوی واقعینما
این سناریوها فرضیاند و نمونهی مشتری مشخصی نیستند.
سناریوی اول، منابع انسانی. دانشنامه شامل آییننامهی کارکنان رسمی و قراردادی است. مدیر یک سؤال تعریف میکند: «نوع همکاری شما چیست؟» وقتی کارمند قراردادی میپرسد «مرخصی استحقاقی چند روز است؟» پاسخ از آییننامهی خودش میآید و منبعش هم نشان داده میشود، نه بخشنامهی رسمیها.
سناریوی دوم، یک دانشگاه. در شروع گفتگو فرم میپرسد «دانشجو هستید یا کارمند؟» با انتخاب «دانشجو»، سؤال بعدی دربارهی دانشکده است و پاسخها به آییننامههای آموزشی و دانشجویی محدود میشود. با انتخاب «کارمند»، به مسیر ادارای و استخدامی میرود. دو گروه یک ابزار را با دو تجربهی متفاوت میبینند.
سناریوی سوم، سازمان چندشعبه. هر شعبه دستورالعملهای محلی خودش را دارد. سؤال «واحد شما کدام است؟» باعث میشود پرسش «ساعت کاری چیست؟» برای هر شعبه از دستورالعمل خودش جواب بگیرد، و کسی مجبور نباشد در جملهی پرسش نام شعبه را بنویسد.

