چت بات

شخصیت و خط قرمز چت‌بات: دستورالعمل، لحن، پیام خوش‌آمد و سؤال‌های پیشنهادی

چت‌بات شما با لحن چه کسی حرف می‌زند و چه چیزی را هرگز نباید بگوید؟ راهنمای تنظیم دستورالعمل، لحن، خط قرمز، پیام خوش‌آمد و سؤال‌های پیشنهادی در آرتین‌بات، با تست پیش از انتشار و محدودیت‌ها.

م
مرتضی علیزاده
8 دقیقه مطالعه
۲ بازدید
تنظیم شخصیت، لحن و خط قرمز چت‌بات در آرتین‌بات؛ آرتین مگ
چت‌بات شما با لحن چه کسی حرف می‌زند؟ | ArtinMag

پاسخ سریع

شخصیت چت‌بات در آرتین‌بات از چهار چیز ساخته می‌شود: دستورالعمل بات (شخصیت، لحن، قواعد و خط قرمزها)، پیام خوش‌آمد، سؤال‌های پیشنهادی و شکل پاسخ. قاعده‌ی اصلی: دستورالعمل برای رفتار است و دانش برای واقعیت (قیمت‌ها را در دانش بنویسید). خط قرمز یک راهنما است، نه قفل، پس باید با مسیر بعدی مثل تحویل به انسان همراه باشد. هر تغییر را قبل از انتشار تست کنید.

فهرست مطالب (10 بخش)

چت‌بات شما با لحن چه کسی حرف می‌زند؟

دو کسب‌وکار را تصور کنید. یکی بوتیک لباس زنانه است و مشتری‌هایش جوان‌اند. دیگری دفتر خدمات حقوقی است و مشتری‌هایش نگران و جدی. اگر هر دو چت‌بات با یک لحن بنویسند، یکی از آن‌ها غلط است. بوتیکی که با لحن اداری جواب می‌دهد سرد به نظر می‌رسد. دفتر حقوقی که با ایموجی و شوخی جواب می‌دهد جدی گرفته نمی‌شود.

بیشتر چت‌بات‌ها شخصیتی ندارند. با لحن خنثی و عمومی حرف می‌زنند که شبیه هیچ‌کس نیست، و مشتری هم همین را حس می‌کند: با یک ماشین حرف می‌زند، نه با نماینده‌ی برند شما.

و کنار شخصیت یک پرسش جدی‌تر هم هست: چت‌بات چه چیزهایی را هرگز نباید بگوید؟ قول زمان تحویل؟ تخفیف؟ نظر پزشکی یا حقوقی؟ این‌ها خط قرمزهای شما هستند و باید جایی نوشته شوند.

آرتین‌بات برای هر دو یک جا دارد: دستورالعمل بات. این مقاله می‌گوید چه چیزی در آن بنویسیم، چه چیزی ننویسیم، پیام خوش‌آمد و سؤال‌های پیشنهادی چه نقشی دارند، و مهم‌تر از همه، چرا دستورالعمل جای تضمین نیست.

چهار چیز که شخصیت بات را می‌سازد

اولین چیز دستورالعمل بات است: متنی که شخصیت، لحن، قواعد و خط قرمزها را مشخص می‌کند. دومی پیام خوش‌آمد است، اولین چیزی که مشتری می‌بیند. سومی سؤال‌های پیشنهادی است، دکمه‌هایی که در شروع گفتگو ظاهر می‌شوند. و چهارمی شکل پاسخ است: قالب متن، میزان تفصیل (کوتاه، استاندارد یا مفصل) و اینکه پاسخ به بند سند ارجاع بدهد یا نه.

برای شروع، آرتین‌بات قالب‌های آماده بر اساس نوع کسب‌وکار دارد. از آن‌ها شروع کنید و بعد برای برند خودتان تغییر بدهید. و چون هر حساب می‌تواند چند چت‌بات داشته باشد، می‌توان یک بات برای فروش و یک بات برای پشتیبانی ساخت، هرکدام با شخصیت خودش. بات فروش می‌تواند گرم‌تر و بات پشتیبانی دقیق‌تر باشد.

دستورالعمل چه باشد و چه نباشد

مهم‌ترین قاعده این است: دستورالعمل برای رفتار است، دانش برای واقعیت. اینکه بات دوستانه حرف بزند، کوتاه جواب بدهد و مشتری را «شما» خطاب کند، رفتار است و در دستورالعمل می‌آید. اینکه قیمت یک محصول چقدر است، واقعیت است و باید در دانش باشد.

اگر قیمت را در دستورالعمل بنویسید، یک جای دوم برای قیمت ساخته‌اید که یادتان می‌رود به‌روزش کنید. وقتی قیمت در دانش عوض شود و در دستورالعمل نه، بات با دو عدد متناقض مواجه می‌شود.

دستورالعمل خوب کوتاه و قاطع است. چند قاعده‌ی روشن بهتر از یک متن طولانی و مبهم است. «با لحن دوستانه و محترمانه جواب بده، جواب‌ها کوتاه باشد، مشتری را با "شما" خطاب کن» بهتر از سه پاراگراف درباره‌ی «روح برند» است. و قاعده‌ها نباید با هم تناقض داشته باشند: «همیشه کوتاه جواب بده» و «همیشه همه‌ی جزئیات را توضیح بده» یکی از آن‌ها را بی‌اثر می‌کند.

یک نکته‌ی احتیاط: هرچه در دستورالعمل می‌نویسید ممکن است با پرسش‌های هوشمندانه‌ی یک مشتری بیرون بیاید. چیز محرمانه، مثل قیمت خرید، قرارداد یا اطلاعات داخلی، در آن ننویسید.

خط قرمز: چه چیزی را نباید بگوید

خط قرمز یعنی موضوع‌هایی که بات باید از آن‌ها دوری کند. چند نمونه‌ی رایج: قول زمان دقیق تحویل، چانه‌زنی روی قیمت، وعده‌ی تخفیفی که تأیید نشده، نظر پزشکی یا حقوقی، و درباره‌ی رقبا حرف زدن.

اما خط قرمزِ نوشته‌شده در دستورالعمل یک راهنما است، نه یک قفل. مدل زبانی از آن پیروی می‌کند، ولی تضمینی نیست که در هر موقعیت و با هر پرسش پیچیده‌ای پیروی کند. برای همین خط قرمز باید همراه یک مسیر باشد: وقتی مشتری به خط قرمز رسید، بات چه بکند؟ معمولاً پاسخ «گفتگو را به یک همکار می‌سپارم» است. درباره‌ی این مسیر در مقاله‌ی چت‌بات که نمی‌داند، نمی‌گوید نوشته‌ایم.

برای مثال، دفتر خدمات مالیاتی می‌تواند بنویسد: «درباره‌ی مبلغ دقیق مالیات هیچ عددی نگو و مشتری را به کارشناس ارجاع بده.» این بهتر از «هیچ‌وقت درباره‌ی مالیات حرف نزن» است، چون مسیر بعدی را هم می‌گوید.

پیام خوش‌آمد و سؤال‌های پیشنهادی

پیام خوش‌آمد اولین برداشت است. کوتاه بنویسید: سلام، اسم برند و اینکه بات چه کمکی می‌تواند بکند. پیامی که سه پاراگراف توضیح می‌دهد، خوانده نمی‌شود.

سؤال‌های پیشنهادی دکمه‌هایی هستند که در شروع گفتگو دیده می‌شوند و ترتیبشان قابل تنظیم است. در تلگرام و بله به‌صورت کیبوردی که با اولین پیام می‌آید دیده می‌شوند. این دکمه‌ها کار مهمی می‌کنند: مشتری را از «چه بپرسم؟» نجات می‌دهند و به سؤال‌هایی هدایت می‌کنند که بات خوب جواب می‌دهد.

برای انتخاب آن‌ها، سه تا چهار سؤال پرتکرار را بگذارید که مطمئنید دانش بات برایشان خوب است. اشتباه رایج این است که دکمه‌ای بگذارید که جوابش ضعیف است و مشتری اولین تجربه‌اش را با یک «نمی‌دانم» شروع کند.

زیر هر پاسخ هم می‌توان تا سه پرسش بعدی پیشنهاد داد. یک اصل ظریف در آن هست: این‌ها فقط مسیر پیشنهاد می‌کنند، نه وعده‌ی کاری که سیستم انجام نمی‌دهد. بات نمی‌نویسد «همین الان سفارشتان را لغو کنم؟» اگر چنین ابزاری ندارد.

قبل از انتشار تست کنید

هر تغییر در دستورالعمل یک آزمایش است. بات را قبل از انتشار تست کنید، با سه نوع پرسش. اول سؤال‌های معمولی، تا ببینید لحن درست است. دوم سؤال‌هایی که به خط قرمز نزدیک‌اند، مثل «تخفیف می‌دهید؟» یا «کی تحویل می‌دهید؟»، تا ببینید بات چطور رفتار می‌کند. سوم سؤال‌هایی که جوابشان را ندارد، تا ببینید «نمی‌دانم» می‌گوید یا می‌سازد.

اگر نمی‌دانید کدام دستورالعمل بهتر است، می‌توانید دو نسخه از آن را داشته باشید و بر اساس نتیجه مقایسه کنید. و بعد از هر تغییر، سؤال‌های طلایی را اجرا کنید تا مطمئن شوید یک اصلاح لحن، رفتار بات را در جای دیگری خراب نکرده است؛ مقاله‌ی سؤال‌های طلایی درباره‌ی همین است. نتیجه‌ی گفتگوهای واقعی را هم در داشبورد گزارش و کیفیت ببینید.

سه سناریوی فرضی

این‌ها نمونه‌ی مشتریان واقعی نیستند؛ سناریوهایی‌اند که شکل کار را نشان می‌دهند.

بوتیک و لحن بیش‌ازحد فروشنده. صاحب بوتیک در دستورالعمل می‌نویسد «همیشه یک محصول پیشنهاد بده». نتیجه این است که بات زیر هر سؤال، حتی «ساعت کاری چیست؟»، یک محصول می‌چسباند و مشتری اذیت می‌شود. قاعده را اصلاح می‌کند: «فقط وقتی مشتری درباره‌ی محصول یا خرید می‌پرسد پیشنهاد بده.» رفتار درست می‌شود.

دفتر خدمات و خط قرمز. دفتر خدمات مالیاتی هر سؤال درباره‌ی مبلغ را به کارشناس ارجاع می‌دهد. یک مشتری سؤالش را با کلمات غیرمعمول می‌پرسد و بات بخشی از حدس را می‌گوید. دفتر می‌فهمد که خط قرمز نوشته‌شده تضمین نبوده، و برای این موضوع حساس رفتار در کم‌اطمینانی را روی تحویل مستقیم می‌گذارد، که لایه‌ی دوم محافظت است.

قیمت در دستورالعمل. فروشگاهی قیمت چند محصول را در دستورالعمل نوشته. بعد قیمت‌ها را در دانش عوض می‌کند و دستورالعمل را فراموش می‌کند. بات گاهی عدد قدیمی و گاهی عدد جدید می‌گوید. راه‌حل این است که قیمت‌ها فقط در دانش باشند و دستورالعمل فقط رفتار را تعیین کند.

محدودیت‌ها و هزینه‌هایی که باید بدانید

دستورالعمل یک راهنما برای مدل زبانی است، نه یک قفل. ما قول نمی‌دهیم بات همیشه از هر قاعده‌ای پیروی کند، به‌ویژه در برابر پرسش‌های عمداً پیچیده. برای موضوع‌های حساس، دستورالعمل را با تحویل به انسان ترکیب کنید.

دستورالعمل طولانی یا متناقض نتیجه‌ی بدتری می‌دهد. هر قاعده‌ی اضافه ریسک تناقض را بالا می‌برد.

شخصیت و دانش با هم کار می‌کنند. لحن را می‌توانید تعیین کنید، اما آنچه بات می‌گوید از دانش شما می‌آید. شخصیت جذاب روی دانش ضعیف فقط جواب اشتباه را جذاب‌تر می‌کند.

آنچه در دستورالعمل می‌نویسید ممکن است با پرسش‌های هوشمندانه بیرون بیاید؛ چیز محرمانه ننویسید.

تست‌ها و مقایسه‌ی نسخه‌ها هزینه دارند: هر پاسخ هوش مصنوعی از کیف پول کم می‌شود. و پاسخ هوشمند در پلن رایگان نیست؛ اشتراک پولی یا دوره‌ی آزمایشی لازم است. ما برای بهبود رضایت مشتری یا فروش عددی اعلام نمی‌کنیم، چون به برند و دانش شما بستگی دارد.

از کجا شروع کنیم

اول از قالب آماده‌ی نوع کسب‌وکارتان شروع کنید. بعد دستورالعمل را به چند قاعده‌ی کوتاه تبدیل کنید: لحن، طول پاسخ، نحوه‌ی خطاب و دو یا سه خط قرمز، هرکدام با مسیر بعدی. قیمت‌ها و اطلاعات را از دستورالعمل بیرون بیاورید و در دانش بگذارید.

پیام خوش‌آمد را در دو جمله بنویسید و سه یا چهار سؤال پیشنهادی انتخاب کنید که مطمئنید بات خوب جوابشان را دارد. بعد با ده سؤال، شامل سؤال‌های نزدیک به خط قرمز و سؤال‌هایی که نباید بداند، تست کنید. هر چه خراب بود، دستورالعمل را اصلاح کنید و دوباره تست کنید.

برای امتحان همین مسیر، از صفحه‌ی آرتین‌بات دوره‌ی آزمایشی را شروع کنید.

جمع‌بندی

شخصیت بات در چهار جا ساخته می‌شود: دستورالعمل، پیام خوش‌آمد، سؤال‌های پیشنهادی و شکل پاسخ. قاعده‌ی اصلی این است که دستورالعمل برای رفتار است و دانش برای واقعیت. خط قرمز باید یک مسیر بعدی داشته باشد، معمولاً تحویل به انسان، چون دستورالعمل راهنما است، نه قفل. و هر تغییر را قبل از انتشار تست کنید.

اگر چت‌بات‌تان هنوز لحن خنثی دارد یا نمی‌دانید چه چیزی را نباید بگوید، همین مسیر را امتحان کنید؛ از آرتین‌بات شروع کنید.

تحلیل آرتین

این مقاله مرز اصلی را می‌گوید: دستورالعمل راهنما است، نه قفل. و یک قاعده‌ی کاربردی می‌دهد، یعنی رفتار در دستورالعمل و واقعیت در دانش. برای صاحب کسب‌وکار، این صراحت از وعده‌ی «بات دقیقاً همان می‌گوید که شما می‌خواهید» معتبرتر است.

اثر بر کسب‌وکار

این مقاله مرحله‌ی تنظیم را که اکثر کاربران در آن گیر می‌کنند (چه بنویسم؟) روشن می‌کند و به راه‌اندازی درست‌تر بات کمک می‌کند.

در ایران

لحن و ادب در ارتباط با مشتری ایرانی اهمیت زیادی دارد و تفاوت بین بوتیک و دفتر حقوقی در لحن مناسب ملموس است؛ این مقاله همین را هدف می‌گیرد.

سوالات متداول

دستورالعمل بات چه چیزهایی را مشخص می‌کند؟
شخصیت، لحن، قواعد و خط قرمزهای پاسخ. برای واقعیت‌هایی مثل قیمت از دانش استفاده کنید.
آیا چت‌بات همیشه از دستورالعمل پیروی می‌کند؟
نه، تضمینی نیست. دستورالعمل یک راهنما است؛ برای موضوع‌های حساس آن را با تحویل به انسان ترکیب کنید.
قیمت را کجا بنویسیم؟
در دانش، نه در دستورالعمل. در غیر این صورت یک جای دوم برای قیمت ساخته‌اید که ممکن است با اولی تناقض پیدا کند.
سؤال‌های پیشنهادی چه نقشی دارند؟
دکمه‌های شروع گفتگو هستند که مشتری را به سؤال‌هایی هدایت می‌کنند که بات خوب جواب می‌دهد؛ در تلگرام و بله به‌صورت کیبورد دیده می‌شوند.
چطور تغییر دستورالعمل را تست کنیم؟
قبل از انتشار با سؤال‌های معمولی، سؤال‌های نزدیک به خط قرمز و سؤال‌هایی که بات نباید جوابشان را بداند تست کنید، و بعد از تغییر سؤال‌های طلایی را اجرا کنید.
محدودیت‌های اصلی چیست؟
پیروی کامل تضمین نمی‌شود، دستورالعمل طولانی یا متناقض نتیجه‌ی بدتری دارد، محتوای دستورالعمل ممکن است بیرون بیاید و شخصیت روی دانش ضعیف جواب اشتباه را جذاب‌تر می‌کند.

نظرات (0)

اطلاعات شما محفوظ می‌ماند و در نظرات بعدی نیاز به وارد کردن مجدد نیست

ک
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!