چت بات

کامنت به دایرکت در اینستاگرام: یک کلیدواژه، یک پاسخ چندبخشی و فرمی که لید می‌سازد

«قیمت؟» زیر پست و بعد ساعت‌ها صف دایرکت. راهنمای کامنت به دایرکت خودکار در اینستاگرام: چهار نقطه‌ی شروع، پاسخ چندبخشی، تطبیق کلیدواژه، فرم لید، سه سناریو و محدودیت‌ها در آرتین‌بات.

م
مرتضی علیزاده
9 دقیقه مطالعه
۴۲ بازدید
کامنت به دایرکت خودکار در اینستاگرام با آرتین‌بات؛ آرتین مگ
یک کلیدواژه، یک پاسخ چندبخشی | ArtinMag
فهرست مطالب (10 بخش)

«قیمت؟» زیر پست و بعد ساعت‌ها صف دایرکت

هر کسی که پیج فروش دارد این صحنه را دیده است. پستی منتشر می‌شود و زیرش ده‌ها کامنت کوتاه می‌آید: «قیمت؟»، «موجوده؟»، «سایز M دارید؟»، «پیوی». هر کدام یک مشتری بالقوه است که توجهش را فقط چند ساعت نگه می‌دارد. صاحب پیج باید زیر هر کامنت بنویسد «دایرکت شد»، بعد وارد دایرکت شود و همان متن همیشگی را دوباره بفرستد: قیمت، رنگ‌بندی، شرایط ارسال، لینک خرید.

کار سختی نیست، تکراری است. و تکراری بودن دقیقاً جایی است که انسان بدترین عملکرد را دارد. ساعت یازده شب، وقتی پنجاه کامنت جمع شده. یا روزی که مسئول پیج بیمار است. نتیجه معمولاً این می‌شود که چند نفر اول جواب می‌گیرند و بقیه نه، و هیچ‌کس هم نمی‌داند چند مشتری بی‌صدا رفته‌اند.

آرتین‌بات برای همین یک امکان مشخص دارد: شما یک کلیدواژه تعریف می‌کنید و هر وقت کسی آن را بنویسد، مجموعه‌ای از پیام‌هایی که از قبل آماده کرده‌اید برایش ارسال می‌شود. این مقاله توضیح می‌دهد این امکان دقیقاً چه کار می‌کند، کجا خوب جواب می‌دهد، کجا اشتباه می‌کند و برای چه کسی ارزشی ندارد. بخش دیگری از همین مسئله، یعنی ریپلای روی استوری، را در مقاله‌ی پاسخ خودکار به ریپلای استوری جدا بررسی کرده‌ایم.

چرا پاسخ دستی زیر کامنت‌ها به بن‌بست می‌رسد

اولین دلیل، زمان است. مشتری اینستاگرامی صبور نیست. کامنتی که امشب نوشته می‌شود، فردا صبح دیگر تصمیم خرید نیست؛ یک پیام بی‌جواب است. هر چه فاصله‌ی کامنت تا پاسخ بیشتر شود، احتمال اینکه مشتری سراغ پیج بعدی برود بیشتر می‌شود.

دومین دلیل، جابه‌جایی است. جواب کامنت را زیر پست می‌نویسید و جواب اصلی را باید در دایرکت بدهید. یعنی هر مشتری دو بار به توجه شما نیاز دارد، و کسی که فقط «پیوی» نوشته نمی‌داند باید منتظر چه باشد.

سومین دلیل، یکدستی است. وقتی پنج نفر مختلف به پیج جواب می‌دهند، پنج نسخه‌ی کمی متفاوت از قیمت و شرایط ارسال در دایرکت‌ها پخش می‌شود. گاهی یکی از آن‌ها قدیمی است و مشتری چیزی را می‌بیند که دیگر معتبر نیست.

چهارمین دلیل، که کمتر دیده می‌شود، نبودن اندازه‌گیری است. اگر ندانید کدام کلیدواژه چند بار تکرار شده، نمی‌توانید بفهمید مشتری‌ها بیشتر چه می‌پرسند و پست بعدی را بر چه اساسی بنویسید.

یک قانون، چهار نقطه‌ی شروع

در آرتین‌بات هر خودکارسازی اینستاگرام یک قانون است: «وقتی این اتفاق افتاد، این پیام‌ها را بفرست». آن «اتفاق» می‌تواند چهار چیز باشد.

اولی کامنت است: کسی زیر یکی از پست‌ها کلیدواژه‌ی شما را بنویسد. دومی دایرکت است: کسی کلیدواژه را در دایرکت تایپ کند یا روی یکی از دکمه‌های پیام قبلی بزند. سومی فالو است: کسی تازه پیج را دنبال کرده باشد. چهارمی خوش‌آمد است: اولین دایرکتی که یک نفر در عمرش به پیج می‌فرستد.

نکته‌ی مهم این است که هر چهار مورد از یک قالب واحد استفاده می‌کنند. شما یک بار یاد می‌گیرید قانون چطور ساخته می‌شود و بعد همان را برای کامنت، دایرکت، فالو و خوش‌آمد به کار می‌برید. برای پیج کوچک، همین یعنی نیم‌ساعت یادگیری به جای چهار ابزار جدا.

پاسخ چندبخشی به جای یک جمله

قانون در آرتین‌بات فقط یک پیام نمی‌فرستد؛ مجموعه‌ای از پیام‌ها را پشت سر هم می‌فرستد. مثلاً اول یک سلام کوتاه، بعد قیمت و شرایط، و در پایان پیامی با دکمه یا لینک خرید. این کار به خاطر یک واقعیت ساده است: مشتری اینستاگرام یک پاراگراف طولانی را نمی‌خواند، اما چند پیام کوتاه و دکمه‌دار را می‌خواند.

یک قابلیت کوچک اما کاربردی هم هست: پاسخ زیر خود کامنت جدا از پاسخ دایرکت تعریف می‌شود. یعنی زیر کامنت می‌توانید یک جمله‌ی عمومی بنویسید، مثلاً «دایرکت شد» یا «اطلاعات را فرستادیم»، و جواب اصلی در دایرکت برود. این جمله برای بقیه‌ی بازدیدکننده‌ها هم یک پیام دارد: اینجا کسی جواب می‌دهد. پیجی که زیر کامنت‌هایش جواب فعال دیده می‌شود، شلوغ‌تر و قابل‌اعتمادتر به نظر می‌رسد.

و یک مرحله‌ی دیگر هم می‌شود اضافه کرد: بعد از ارسال مجموعه‌ی پیام‌ها، یک فرم به‌صورت خودکار شروع شود. درباره‌ی فرم در بخش بعدی بیشتر می‌گوییم.

کلیدواژه‌ها چطور تطبیق می‌شوند و کجا اشتباه می‌کنند

برای هر قانون دو نوع تطبیق وجود دارد. تطبیق دقیق یعنی کامنت باید دقیقاً همان کلمه باشد. تطبیق شامل یعنی کلمه‌ی شما هر جای کامنت بیاید قانون فعال می‌شود.

هر کدام هزینه‌ی خودش را دارد. تطبیق دقیق امن است اما بخشی از مشتری‌ها را از دست می‌دهد: کسی که «قیمت لطفاً» نوشته، شاید با قانونی که فقط «قیمت» را می‌شناسد جواب نگیرد. تطبیق شامل همه‌ی آن‌ها را می‌گیرد، ولی گاهی چیزی را هم می‌گیرد که نباید. کامنت «قیمتش خیلی بالاست» هم کلمه‌ی قیمت دارد و ممکن است دایرکتی بگیرد که اصلاً برایش نوشته نشده بود.

برای انتخاب بین این دو، یک پرسش ساده کمک می‌کند: ارسال اشتباه چقدر هزینه دارد؟ برای کلمه‌های مبهم، تطبیق دقیق منطقی‌تر است. برای کلمه‌های روشن و کم‌ابهام مثل «ثبت‌نام»، تطبیق شامل معمولاً کافی است.

دو ابزار دیگر هم کمک می‌کنند. اولویت‌بندی قانون‌ها، که وقتی یک کامنت با دو قانون جور می‌شود مشخص می‌کند کدام جلوتر است. و شمارنده‌ی فعال‌سازی، که نشان می‌دهد هر قانون چند بار اجرا شده است. هفته‌ی اول، همین شمارنده مهم‌ترین گزارش شماست: اگر قانونی صد بار اجرا شده و فقط ده نفر ادامه داده‌اند، یا کلیدواژه‌اش درست نیست یا پیام اولش جذاب نیست.

یک نکته‌ی صریح: این قانون‌ها فهم نیستند. سیستم کلمه را تطبیق می‌دهد، نیت را نمی‌فهمد. کسی که با عبارتی خارج از فهرست شما سؤال بپرسد، از این مسیر جواب نمی‌گیرد. برای آن، لایه‌ی دیگری لازم است که در بخش محدودیت‌ها می‌آید.

بعد از پیام اول: فرم، لید و انسان

پیام اول فقط شروع کار است. اگر مشتری بعدش چیزی نگوید، بی‌نتیجه مانده است. برای همین، قانون می‌تواند بعد از ارسال پیام‌ها یک فرم چندمرحله‌ای را داخل دایرکت شروع کند: سؤال به سؤال، با ذخیره‌ی پاسخ‌ها. نتیجه یک لید در سیستم است، نه یک گفتگوی گم‌شده در صندوق پیام.

این همان خلأیی است که در مقاله‌ی چرا بسیاری از لیدهای سایت هیچ‌وقت پیگیری نمی‌شوند توضیح داده‌ایم: لید وقتی از بین می‌رود که جایی ثبت نشده باشد، یا ثبت شده باشد و کسی مسئول پیگیری‌اش نباشد. فرم داخل دایرکت اولی را حل می‌کند. برای دومی، پیگیری و صف مسئول لازم است که موضوع جداگانه‌ای است.

دو نکته‌ی کوچک درباره‌ی انسان. همه‌ی دایرکت‌ها در یک صندوق ذخیره و قابل جست‌وجو می‌شوند، حتی زمانی که پاسخ خودکار خاموش است. و وقتی گفتگویی به دست یک آدم رسیده، سیستم دیگر پیام خودکار نمی‌فرستد؛ یعنی مشتری وسط حرف زدن با یک انسان، پیام ماشینی دریافت نمی‌کند. این اصل برای اعتماد مشتری مهم‌تر از هر ویژگی دیگری است.

سه سناریوی فرضی

این‌ها نمونه‌ی مشتریان واقعی نیستند؛ سناریوهایی‌اند که شکل کار در عمل را نشان می‌دهند.

فروشگاه پوشاک آنلاین. پست یک مانتوی جدید منتشر می‌شود. بیشتر کامنت‌ها یکی از دو کلمه است: «سایز» و «ارسال». دو قانون ساخته می‌شود. قانون اول با کلیدواژه‌ی سایز، جدول سایز و موجودی را می‌فرستد. قانون دوم با کلیدواژه‌ی ارسال، هزینه و زمان ارسال را می‌گوید. زیر هر کامنت یک جمله‌ی کوتاه نوشته می‌شود. کاری که قبلاً از یک نفر چند ساعت وقت می‌گرفت، حالا خودش اجرا می‌شود، و مسئول پیج فقط سراغ سؤال‌های غیرتکراری می‌رود.

آموزشگاه یا دوره‌ی آنلاین. پست معرفی دوره می‌آید و مخاطب هدف بیشتر از قیمت می‌پرسد: «ثبت‌نام». قانون با این کلیدواژه یک متن کوتاه درباره‌ی دوره می‌فرستد و بلافاصله فرمی را شروع می‌کند که نام، شماره‌ی تماس و دوره‌ی مورد نظر را می‌پرسد. صبح فردا مسئول فروش فهرست لیدها را می‌بیند و تماس می‌گیرد. جای «بچه‌ها پیوی بدهید» را یک فرایند ثبت‌شده گرفته است.

پیج خدماتی کوچک. فردی که خدماتی مثل طراحی یا آرایش ارائه می‌دهد، تعداد کامنت زیادی ندارد، اما هر روز چند نفر تازه فالو می‌کنند و چند نفر برای اولین بار دایرکت می‌دهند. اینجا قانون خوش‌آمد بیشتر از قانون کامنت کار می‌کند: اولین دایرکت هر نفر با یک منوی کوتاه از خدمات پاسخ داده می‌شود. مشتری لازم نیست بپرسد «چه کار می‌کنید»؛ جواب را قبل از پرسش می‌بیند.

در هر سه سناریو یک قاعده‌ی مشترک هست: خودکارسازی کار تکراری را برمی‌دارد و کار تصمیم‌محور، مثل چانه‌زنی، شکایت یا موقعیت‌های خاص، همچنان با انسان است.

محدودیت‌ها و هزینه‌هایی که باید از قبل بدانید

اینستاگرام قواعد خودش را دارد. قابلیت‌هایی که از راه اتصال رسمی پیج در دسترس است، همان‌هایی است که خود اینستاگرام اجازه می‌دهد، و این قواعد ممکن است تغییر کنند. به همین دلیل نمی‌توانیم قول بدهیم که هر پیام در هر شرایطی تحویل داده شود. پیج باید با ورود رسمی اینستاگرام وصل شود و وضعیت اتصال و خطاها در پنل دیده می‌شود. اگر اتصال قطع شد، باید از همان‌جا بفهمید.

قانون‌های کلیدواژه فهم ندارند. کسی که با جمله‌ای خارج از فهرست شما بپرسد، جواب قانون را نمی‌گیرد. پاسخ هوشمند روی دایرکت، یعنی جواب دادن بر اساس دانشی که به بات داده‌اید، لایه‌ی جداست و فقط در اشتراک پولی یا دوره‌ی آزمایشی در دسترس است. همین‌طور حذف امضای آرتین‌بات از پیام‌ها. پاسخ‌گویی پایه‌ی دایرکت و امکانات اولیه‌ی اینستاگرام برای همه رایگان است.

پاسخ زیر کامنت علنی است. هر چه می‌نویسید همه می‌بینند. بنابراین جمله‌ی زیر کامنت باید کوتاه و بی‌ادعا باشد، و هیچ قیمت یا اطلاعات حساسی در آن نیاید.

خودکارسازی خشم یا شکایت را حل نمی‌کند. مشتری عصبانی جواب آماده نمی‌خواهد. قانون باید به‌گونه‌ای طراحی شود که این‌گونه گفتگوها به یک انسان برسد، نه اینکه با یک متن تکراری بیشتر عصبانی شوند.

و یک نکته‌ی صریح درباره‌ی نتیجه: ما عدد افزایش فروش اعلام نمی‌کنیم. اینکه این امکان برای پیج شما چقدر فروش اضافه می‌کند، به محصول، قیمت و کیفیت پیام‌هایی که می‌نویسید بستگی دارد. تنها چیزی که می‌توان قول داد این است که پاسخ‌های تکراری سریع‌تر و یکدست‌تر می‌شوند و کسی بی‌جواب نمی‌ماند.

از کجا شروع کنیم

پنج پست آخر پیج را باز کنید و ببینید در کامنت‌ها کدام کلمه‌ها بیشتر تکرار شده است. معمولاً سه کلمه کافی است: قیمت، ارسال، ثبت‌نام یا چیزی شبیه آن. برای هر کدام یک مجموعه‌ی کوتاه از پیام‌ها بنویسید، با یک جمله‌ی علنی برای زیر کامنت.

قبل از روشن کردن همه چیز، با یک حساب دیگر زیر یکی از پست‌ها کامنت بگذارید و ببینید چه می‌رسد. اگر پیام‌ها طولانی یا مبهم‌اند، همین‌جا اصلاحشان کنید. بعد از یک هفته شمارنده‌ی هر قانون را نگاه کنید و ببینید کدام کلیدواژه کار کرده و کدام نه. آن‌هایی که کار نکرده را بازنویسی یا حذف کنید.

آرتین‌بات دوره‌ی آزمایشی دارد که می‌توانید همین سناریو را روی پیج خودتان امتحان کنید. از صفحه‌ی آرتین‌بات شروع کنید.

جمع‌بندی

کامنت به دایرکت یعنی ریختن کار تکراری روی یک قانون: یک کلیدواژه، یک مجموعه پیام و در صورت لزوم یک فرم که لید می‌سازد. چهار نقطه‌ی شروع دارد، یعنی کامنت، دایرکت، فالو و خوش‌آمد. کلیدواژه‌ها با تطبیق دقیق یا شامل کار می‌کنند و هر کدام هزینه‌ی خودشان را دارند. مرزهایش هم روشن است: قواعد اینستاگرام، نبودن فهم در قانون‌های کلیدواژه، علنی بودن پاسخ زیر کامنت و اینکه شکایت و موقعیت‌های خاص باید به انسان برسند.

اگر پیجتان هر هفته چند ده کامنت تکراری می‌گیرد، امتحانش ارزش دارد. برای دیدن آن روی پیج واقعی خودتان به آرتین‌بات سر بزنید.

تحلیل آرتین

این مقاله به‌جای وعده‌ی افزایش فروش، هزینه‌ی هر انتخاب را صریح می‌گوید: تطبیق دقیق مشتری را از دست می‌دهد و تطبیق شامل گاهی نامرتبط می‌گیرد. برای صاحب پیج کوچک، همین صراحت از یک وعده‌ی کلی معتبرتر است.

اثر بر کسب‌وکار

این مقاله موضوعی را پوشش می‌دهد که مستقیماً با کلیدواژه‌های اینستاگرام آرتین‌بات مرتبط است و مخاطب را از مسئله‌ی «کامنت‌های بی‌جواب» به یک قانون مشخص، قابل آزمایش و قابل اندازه‌گیری می‌رساند.

در ایران

برای بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی، اینستاگرام اصلی‌ترین ویترین فروش است و پاسخ‌گویی به کامنت‌های تکراری عملاً کار روزانه‌ی یک نفر است؛ این مقاله همین عادت رایج را هدف می‌گیرد.

سوالات متداول

کامنت به دایرکت خودکار در آرتین‌بات چطور کار می‌کند؟
یک قانون با کلیدواژه می‌سازید. وقتی کسی زیر پست آن کلیدواژه را بنویسد، مجموعه‌ای از پیام‌های آماده در دایرکت برایش ارسال می‌شود و در صورت نیاز یک فرم لید هم شروع می‌شود.
قانون از چه چیزهایی می‌تواند شروع شود؟
از چهار چیز: کامنت شامل کلیدواژه، دایرکت (تایپی یا کلیک روی دکمه)، فالوی تازه و اولین دایرکت یک نفر.
تطبیق دقیق و شامل چه فرقی دارند؟
در تطبیق دقیق کامنت باید دقیقاً همان کلمه باشد؛ در تطبیق شامل کلمه هر جای کامنت بیاید قانون فعال می‌شود. دقیق امن‌تر است و شامل فراگیرتر.
پاسخ زیر کامنت با پاسخ دایرکت یکی است؟
نه. پاسخ زیر کامنت جدا تعریف می‌شود و علنی است؛ پیام‌های اصلی در دایرکت می‌روند.
این امکان رایگان است؟
پاسخ‌گویی پایه‌ی دایرکت و امکانات اولیه‌ی اینستاگرام برای همه رایگان است. پاسخ هوشمند روی دایرکت و حذف امضای آرتین‌بات فقط در اشتراک پولی یا دوره‌ی آزمایشی کار می‌کند.
محدودیت‌های اصلی چیست؟
قواعد خود اینستاگرام سقف می‌گذارد و تحویل هر پیام قابل تضمین نیست؛ قانون‌های کلیدواژه نیت را نمی‌فهمند؛ پاسخ زیر کامنت علنی است؛ و شکایت و موقعیت‌های خاص باید به انسان برسد.

نظرات (0)

اطلاعات شما محفوظ می‌ماند و در نظرات بعدی نیاز به وارد کردن مجدد نیست

ک
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!